no inklings
هیچ گونه احساسی
some inklings
برخی از احساسات
vague inklings
احساسات مبهم
early inklings
احساسات اولیه
inklings of
احساساتی از
inklings about
احساساتی درباره
growing inklings
احساسات رو به رشد
inklings emerge
احساسات ظهور میکنند
inklings arise
احساسات پدیدار میشوند
inklings suggest
احساسات نشان میدهند
she had inklings of what was going to happen next.
او نشانههایی از آنچه بعداً اتفاق میافتاد داشت.
his inklings about the project turned out to be correct.
نشانههای او در مورد پروژه درست از آب درآمد.
they shared inklings of their future plans during the meeting.
آنها در طول جلسه نشانههایی از برنامههای آینده خود به اشتراک گذاشتند.
she had inklings that something was wrong.
او نشانههایی داشت که مشکلی وجود دارد.
his inklings about her feelings were quite accurate.
نشانههای او در مورد احساساتش کاملاً دقیق بود.
the teacher had inklings of the students' struggles.
معلم نشانههایی از مشکلات دانشآموزان داشت.
they had inklings of a surprise party being planned.
آنها نشانههایی از برنامهریزی یک مهمانی غافلگیرانه داشتند.
her inklings about the outcome of the election were unsettling.
نشانههای او در مورد نتیجه انتخابات آزاردهنده بود.
he often had inklings before major events occurred.
او اغلب قبل از وقوع رویدادهای مهم نشانههایی داشت.
they had inklings of a new trend emerging in the market.
آنها نشانههایی از ظهور یک روند جدید در بازار داشتند.
no inklings
هیچ گونه احساسی
some inklings
برخی از احساسات
vague inklings
احساسات مبهم
early inklings
احساسات اولیه
inklings of
احساساتی از
inklings about
احساساتی درباره
growing inklings
احساسات رو به رشد
inklings emerge
احساسات ظهور میکنند
inklings arise
احساسات پدیدار میشوند
inklings suggest
احساسات نشان میدهند
she had inklings of what was going to happen next.
او نشانههایی از آنچه بعداً اتفاق میافتاد داشت.
his inklings about the project turned out to be correct.
نشانههای او در مورد پروژه درست از آب درآمد.
they shared inklings of their future plans during the meeting.
آنها در طول جلسه نشانههایی از برنامههای آینده خود به اشتراک گذاشتند.
she had inklings that something was wrong.
او نشانههایی داشت که مشکلی وجود دارد.
his inklings about her feelings were quite accurate.
نشانههای او در مورد احساساتش کاملاً دقیق بود.
the teacher had inklings of the students' struggles.
معلم نشانههایی از مشکلات دانشآموزان داشت.
they had inklings of a surprise party being planned.
آنها نشانههایی از برنامهریزی یک مهمانی غافلگیرانه داشتند.
her inklings about the outcome of the election were unsettling.
نشانههای او در مورد نتیجه انتخابات آزاردهنده بود.
he often had inklings before major events occurred.
او اغلب قبل از وقوع رویدادهای مهم نشانههایی داشت.
they had inklings of a new trend emerging in the market.
آنها نشانههایی از ظهور یک روند جدید در بازار داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید