invigilated

[ایالات متحده]/ɪnˈvɪdʒ.ɪ.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈvɪdʒ.ə.leɪ.tɪd/

ترجمه

v. دانش‌آموزان را در طول یک امتحان نظارت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

invigilated exam

آزمون تحت نظارت

invigilated test

آزمون تحت نظارت

invigilated session

جلسه تحت نظارت

invigilated environment

محیط تحت نظارت

invigilated assessment

ارزیابی تحت نظارت

invigilated course

درس تحت نظارت

invigilated conditions

شرایط تحت نظارت

invigilated room

اتاق تحت نظارت

invigilated procedure

روش تحت نظارت

invigilated guidelines

دستورالعمل‌های تحت نظارت

جملات نمونه

the exam was invigilated by a teacher.

آزمون توسط یک معلم نظارت شد.

students must remain silent during invigilated tests.

دانشجویان باید در طول آزمون‌های تحت نظارت ساکت بمانند.

invigilated sessions help prevent cheating.

جلسات تحت نظارت به جلوگیری از تقلب کمک می کنند.

the university requires all exams to be invigilated.

دانشگاه می خواهد تمام آزمون ها تحت نظارت باشند.

she felt nervous during the invigilated assessment.

او در طول ارزیابی تحت نظارت مضطرب بود.

invigilated exams can be more stressful for students.

آزمون های تحت نظارت می توانند برای دانش آموزان استرس زا تر باشند.

the invigilated environment ensures fairness.

محیط تحت نظارت عدالت را تضمین می کند.

he was appointed to invigilate the final exam.

او برای نظارت بر امتحان نهایی منصوب شد.

invigilated assessments are common in universities.

ارزیابی های تحت نظارت در دانشگاه ها رایج هستند.

they discussed the rules for invigilated examinations.

آنها قوانین آزمون های تحت نظارت را مورد بحث قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید