irrupts

[ایالات متحده]/ɪˈrʌpt/
[بریتانیا]/ɪˈrʌpt/

ترجمه

vi. ناگهان وارد شدن؛ شکستن یا نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

irrupt suddenly

خروج ناگهانی

irrupt violently

خروج شدید

irrupt unexpectedly

خروج غیرمنتظره

irrupt frequently

خروج مکرر

irrupt occasionally

خروج گاه به گاه

irrupt forcefully

خروج با زور

irrupt quickly

خروج سریع

irrupt dramatically

خروج دراماتیک

irrupt spontaneously

خروج خودبخود

irrupt abruptly

خروج ناگهانی

جملات نمونه

when the volcano began to irrupt, everyone evacuated the area.

زمانی که آتشفشان شروع به فوران کرد، همه از منطقه تخلیه شدند.

after the storm, water began to irrupt from the ground.

بعد از طوفان، آب شروع به فوران از زمین کرد.

sometimes emotions can irrupt unexpectedly during stressful situations.

گاهی اوقات احساسات می‌توانند به طور غیرمنتظره در شرایط استرس‌زا فوران کنند.

the protesters began to irrupt into the streets, demanding change.

معترضان شروع به هجوم به خیابان‌ها کردند و خواستار تغییر شدند.

as the debate heated up, tensions started to irrupt among the participants.

با داغ شدن بحث، تنش‌ها بین شرکت‌کنندگان شروع به فوران کرد.

when the dam broke, water irrupted into the nearby village.

زمانی که سد شکست، آب به روستای نزدیک فوران کرد.

the artist's creativity can irrupt at any moment, leading to spontaneous works.

خلاقیت هنرمند می‌تواند در هر لحظه فوران کند و منجر به آثار خودجوش شود.

during the meeting, new ideas began to irrupt from the team.

در طول جلسه، ایده‌های جدید از تیم فوران کرد.

when the news broke, emotions irrupted across social media.

زمانی که خبر منتشر شد، احساسات در رسانه‌های اجتماعی فوران کرد.

the earthquake caused the ground to irrupt violently.

زلزله باعث شد زمین به شدت فوران کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید