itinerate

[ایالات متحده]/aɪˈtɪn.ə.reɪt/
[بریتانیا]/aɪˈtɪn.ə.reɪt/

ترجمه

vi. سفر کردن از مکانی به مکان دیگر
v. انجام وظایف یا کارکردها در مکان‌های مختلف
Word Forms
زمان گذشتهitinerated
قسمت سوم فعلitinerated
صفت یا فعل حال استمراریitinerating
شکل سوم شخص مفردitinerates

عبارات و ترکیب‌ها

itinerate travels

سفر ییتر

itinerate lifestyle

سبک زندگی ییتر

itinerate worker

کارگر ییتر

itinerate speaker

سخنرانی ییتر

itinerate performance

اجرای ییتر

itinerate artist

هنرمند ییتر

itinerate guide

راهنمای ییتر

itinerate exhibition

نمایشگاه ییتر

itinerate program

برنامه ییتر

itinerate service

خدمات ییتر

جملات نمونه

they decided to itinerate through the countryside.

آنها تصمیم گرفتند از طریق حومه روستاها سفر کنند.

the artist will itinerate across several cities this summer.

هنرمند این تابستان از چندین شهر بازدید خواهد کرد.

to itinerate effectively, one must plan their route carefully.

برای سفر موثر، باید مسیر خود را با دقت برنامه ریزی کرد.

she loves to itinerate and explore new cultures.

او عاشق سفر و کشف فرهنگ های جدید است.

itinerating through different regions can be an enriching experience.

سفر در مناطق مختلف می تواند یک تجربه غنی کننده باشد.

they chose to itinerate rather than settle in one place.

آنها ترجیح دادند سفر کنند تا در یک مکان ساکن شوند.

his job requires him to itinerate frequently for business meetings.

کار او نیاز دارد که به طور مکرر برای جلسات کاری سفر کند.

we plan to itinerate along the coast this fall.

ما قصد داریم امسال در فصل پاییز در امتداد ساحل سفر کنیم.

to itinerate successfully, it's important to be flexible.

برای سفر موفقیت آمیز، مهم است که انعطاف پذیر باشید.

they often itinerate for charity events across the country.

آنها اغلب برای رویدادهای خیریه در سراسر کشور سفر می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید