jackass move
حرکت احمقانه
jackass comment
اظهار نظر احمقانه
jackass friend
دوست احمق
jackass idea
ایده احمقانه
jackass joke
شوخی احمقانه
jackass behavior
رفتار احمقانه
jackass attitude
حرف زدن احمقانه
jackass prank
مسخره احمقانه
jackass remark
نظریه احمقانه
jackass stunt
قوزک احمقانه
don't be such a jackass at the meeting.
اینقدر در جلسه احمق نباشید.
he acted like a jackass during the presentation.
او در طول ارائه مثل یک احمق رفتار کرد.
calling someone a jackass isn't very polite.
اسم زدن کسی به عنوان احمق خیلی مؤدبانه نیست.
she felt like a jackass for forgetting his birthday.
او به خاطر فراموش کردن تولدش احساس کرد که مثل یک احمق بود.
why do you always have to be such a jackass?
چرا همیشه باید اینقدر احمق باشید؟
he made a jackass of himself at the party.
او در مهمانی خود را به شکل یک احمق نشان داد.
don't be a jackass; just apologize.
احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید.
she called him a jackass after the argument.
او بعد از بحث او را به عنوان احمق صدا زد.
i can't believe he was such a jackass yesterday.
نمیتوانم باور کنم که او دیروز اینقدر احمق بود.
sometimes, we all act like jackasses.
گاهی اوقات، همه ما مثل احمق رفتار میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید