jackass

[ایالات متحده]/ˈdʒæk.əs/
[بریتانیا]/ˈdʒæk.æs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الاغ نر؛ احمق، بی‌خود

عبارات و ترکیب‌ها

jackass move

حرکت احمقانه

jackass comment

اظهار نظر احمقانه

jackass friend

دوست احمق

jackass idea

ایده احمقانه

jackass joke

شوخی احمقانه

jackass behavior

رفتار احمقانه

jackass attitude

حرف زدن احمقانه

jackass prank

مسخره احمقانه

jackass remark

نظریه احمقانه

jackass stunt

قوزک احمقانه

جملات نمونه

don't be such a jackass at the meeting.

اینقدر در جلسه احمق نباشید.

he acted like a jackass during the presentation.

او در طول ارائه مثل یک احمق رفتار کرد.

calling someone a jackass isn't very polite.

اسم زدن کسی به عنوان احمق خیلی مؤدبانه نیست.

she felt like a jackass for forgetting his birthday.

او به خاطر فراموش کردن تولدش احساس کرد که مثل یک احمق بود.

why do you always have to be such a jackass?

چرا همیشه باید اینقدر احمق باشید؟

he made a jackass of himself at the party.

او در مهمانی خود را به شکل یک احمق نشان داد.

don't be a jackass; just apologize.

احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید.

she called him a jackass after the argument.

او بعد از بحث او را به عنوان احمق صدا زد.

i can't believe he was such a jackass yesterday.

نمی‌توانم باور کنم که او دیروز اینقدر احمق بود.

sometimes, we all act like jackasses.

گاهی اوقات، همه ما مثل احمق رفتار می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید