stupid jackasses
گاوهای احمق
crazy jackasses
گاوهای دیوانه
mean jackasses
گاوهای بدجنس
lazy jackasses
گاوهای تنبل
funny jackasses
گاوهای خندهدار
rude jackasses
گاوهای بیادب
annoying jackasses
گاوهای آزاردهنده
silly jackasses
گاوهای احمقانه
dumb jackasses
گاوهای نفهم
angry jackasses
گاوهای عصبانی
don't be such a jackass and listen to the advice.
اینقدر احمقانه رفتار نکنید و به نصیحت گوش کنید.
he called his friends jackasses for not showing up.
او دوستانش را به خاطر غیبت کردن احمق خطاب کرد.
sometimes, we all act like jackasses when we're stressed.
گاهی اوقات، وقتی استرس داریم، همه ما مثل احمقها رفتار میکنیم.
those jackasses ruined the party with their behavior.
آن احمقها با رفتارشان مهمانی را خراب کردند.
she laughed and called him a jackass for forgetting her birthday.
او خندید و او را به خاطر فراموش کردن تولدش احمق خطاب کرد.
jackasses often think they're smarter than everyone else.
احمقها اغلب فکر میکنند از همه باهوشترند.
don't be a jackass; just apologize and move on.
احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید و ادامه دهید.
he made a jackass of himself during the meeting.
او در طول جلسه خود را به شکل احمقانه نشان داد.
they were acting like jackasses at the concert.
آنها در کنسرت مثل احمقها رفتار میکردند.
being a jackass won't help you win friends.
احمق بودن به شما کمک نمیکند دوست پیدا کنید.
stupid jackasses
گاوهای احمق
crazy jackasses
گاوهای دیوانه
mean jackasses
گاوهای بدجنس
lazy jackasses
گاوهای تنبل
funny jackasses
گاوهای خندهدار
rude jackasses
گاوهای بیادب
annoying jackasses
گاوهای آزاردهنده
silly jackasses
گاوهای احمقانه
dumb jackasses
گاوهای نفهم
angry jackasses
گاوهای عصبانی
don't be such a jackass and listen to the advice.
اینقدر احمقانه رفتار نکنید و به نصیحت گوش کنید.
he called his friends jackasses for not showing up.
او دوستانش را به خاطر غیبت کردن احمق خطاب کرد.
sometimes, we all act like jackasses when we're stressed.
گاهی اوقات، وقتی استرس داریم، همه ما مثل احمقها رفتار میکنیم.
those jackasses ruined the party with their behavior.
آن احمقها با رفتارشان مهمانی را خراب کردند.
she laughed and called him a jackass for forgetting her birthday.
او خندید و او را به خاطر فراموش کردن تولدش احمق خطاب کرد.
jackasses often think they're smarter than everyone else.
احمقها اغلب فکر میکنند از همه باهوشترند.
don't be a jackass; just apologize and move on.
احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید و ادامه دهید.
he made a jackass of himself during the meeting.
او در طول جلسه خود را به شکل احمقانه نشان داد.
they were acting like jackasses at the concert.
آنها در کنسرت مثل احمقها رفتار میکردند.
being a jackass won't help you win friends.
احمق بودن به شما کمک نمیکند دوست پیدا کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید