jackasses

[ایالات متحده]/ˈdʒækəsɪz/
[بریتانیا]/ˈdʒækəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الاغ‌های نر; افراد احمق یا احمق

عبارات و ترکیب‌ها

stupid jackasses

گاوهای احمق

crazy jackasses

گاوهای دیوانه

mean jackasses

گاوهای بدجنس

lazy jackasses

گاوهای تنبل

funny jackasses

گاوهای خنده‌دار

rude jackasses

گاوهای بی‌ادب

annoying jackasses

گاوهای آزاردهنده

silly jackasses

گاوهای احمقانه

dumb jackasses

گاوهای نفهم

angry jackasses

گاوهای عصبانی

جملات نمونه

don't be such a jackass and listen to the advice.

اینقدر احمقانه رفتار نکنید و به نصیحت گوش کنید.

he called his friends jackasses for not showing up.

او دوستانش را به خاطر غیبت کردن احمق خطاب کرد.

sometimes, we all act like jackasses when we're stressed.

گاهی اوقات، وقتی استرس داریم، همه ما مثل احمق‌ها رفتار می‌کنیم.

those jackasses ruined the party with their behavior.

آن احمق‌ها با رفتارشان مهمانی را خراب کردند.

she laughed and called him a jackass for forgetting her birthday.

او خندید و او را به خاطر فراموش کردن تولدش احمق خطاب کرد.

jackasses often think they're smarter than everyone else.

احمق‌ها اغلب فکر می‌کنند از همه باهوش‌ترند.

don't be a jackass; just apologize and move on.

احمق نباشید؛ فقط عذرخواهی کنید و ادامه دهید.

he made a jackass of himself during the meeting.

او در طول جلسه خود را به شکل احمقانه نشان داد.

they were acting like jackasses at the concert.

آن‌ها در کنسرت مثل احمق‌ها رفتار می‌کردند.

being a jackass won't help you win friends.

احمق بودن به شما کمک نمی‌کند دوست پیدا کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید