jactations

[ایالات متحده]/dʒækˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/dʒækˈteɪʃənz/

ترجمه

n. بی‌قراری; نمایشی از خودنمایی

عبارات و ترکیب‌ها

jactations of pride

اظهارات غرور

jactations of wealth

اظهارات ثروت

jactations of skill

اظهارات مهارت

jactations of power

اظهارات قدرت

jactations of success

اظهارات موفقیت

jactations of beauty

اظهارات زیبایی

jactations of knowledge

اظهارات دانش

jactations of talent

اظهارات استعداد

jactations of bravery

اظهارات شجاعت

jactations of generosity

اظهارات سخاوت

جملات نمونه

his jactations about wealth were hard to take seriously.

اظهارات او درباره ثروت سخت بود که جدی گرفته شود.

she made jactations of her achievements at the meeting.

او در جلسه از اظهارات مربوط به دستاوردهای خود صحبت کرد.

the politician's jactations did not impress the voters.

اظهارات سیاستمدار رای دهندگان را تحت تاثیر قرار نداد.

his constant jactations about his travels bored everyone.

اظهارات مداوم او درباره سفرها همه را خسته کرد.

despite his jactations, he was not as successful as he claimed.

با وجود اظهاراتش، او به اندازه ادعای خود موفق نبود.

her jactations about her education made others envious.

اظهارات او درباره تحصیلاتش باعث حسادت دیگران شد.

the jactations of the team captain inspired confidence.

اظهارات کاپیتان تیم اعتماد به نفس را برانگیخت.

his jactations were met with skepticism from his peers.

اظهارات او با شک و تردید از سوی همسالانش مواجه شد.

she often indulged in jactations about her social life.

او اغلب در اظهارات مربوط به زندگی اجتماعی خود غرق می شد.

jactations can sometimes mask insecurities.

اظهارات گاهی اوقات می تواند ناامنی ها را پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید