jibe

[ایالات متحده]/dʒaɪb/
[بریتانیا]/dʒaɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. مطابقت داشتن، همخوانی داشتن، توافق داشتن
adj. در توافق

عبارات و ترکیب‌ها

jibe with someone

هم‌راستا بودن با کسی

jibe with

هم‌راستا بودن با

جملات نمونه

a jibe at his old rivals.

طعنه ای به رقبای سابقش

Your figures jibe with mine.

اعداد شما با اعداد من مطابقت دارد.

the verdict does not jibe with the medical evidence.

نتیجه با شواهد پزشکی مطابقت ندارد.

Her story didn’t jibe with the witnesses’ account.

داستان او با اظهارات شاهدان مطابقت نداشت.

What he says does not jibe with what others say.

آنچه می گوید با آنچه دیگران می گویند مطابقت ندارد.

Jibe: To shift the mainsail from one side to the other when sailing with the wind behind; also "gybe".

جایب: به جابجایی بادبان اصلی از یک طرف به طرف دیگر هنگام قایق‌سواری با باد پشت؛ همچنین "چرخش".

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید