journaling

[ایالات متحده]/ˈdʒɜːnəlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒɜrnəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل نگهداری از یک دفترچه یا روزنامه؛ یک ثبت از تجربیات، افکار یا مشاهدات

عبارات و ترکیب‌ها

mindful journaling

نوشتن ذهن آگاهانه

daily journaling

نوشتن روزانه

creative journaling

نوشتن خلاقانه

reflective journaling

نوشتن بازتابی

gratitude journaling

نوشتن قدردانی

personal journaling

نوشتن شخصی

art journaling

نوشتن هنری

therapeutic journaling

نوشتن درمانی

travel journaling

نوشتن سفر

goal journaling

نوشتن هدف

جملات نمونه

journaling can help you process your thoughts.

نوشتن خاطرات می‌تواند به شما کمک کند تا افکار خود را پردازش کنید.

many people find journaling to be therapeutic.

بسیاری از مردم نوشتن خاطرات را درمانی می‌دانند.

she started journaling to track her personal growth.

او شروع به نوشتن خاطرات کرد تا رشد شخصی خود را پیگیری کند.

journaling every day can improve your writing skills.

نوشتن خاطرات هر روز می‌تواند مهارت‌های نوشتاری شما را بهبود بخشد.

he uses journaling as a way to reflect on his experiences.

او از نوشتن خاطرات به عنوان راهی برای تفکر در مورد تجربیات خود استفاده می‌کند.

journaling allows you to express your emotions freely.

نوشتن خاطرات به شما این امکان را می‌دهد تا احساسات خود را آزادانه بیان کنید.

some people prefer digital journaling over traditional methods.

برخی از افراد روش‌های دیجیتال نوشتن خاطرات را به روش‌های سنتی ترجیح می‌دهند.

she believes that journaling can enhance creativity.

او معتقد است که نوشتن خاطرات می‌تواند خلاقیت را افزایش دهد.

journaling helps in setting and achieving personal goals.

نوشتن خاطرات به تعیین و دستیابی به اهداف شخصی کمک می‌کند.

he finds joy in journaling about his daily adventures.

او از نوشتن خاطرات در مورد ماجراهای روزانه خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید