joyfulnesses

[ایالات متحده]/dʒɔɪfəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/dʒɔɪfəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت شادابی

عبارات و ترکیب‌ها

pure joyfulnesses

خوشی‌های خالص

simple joyfulnesses

خوشی‌های ساده

shared joyfulnesses

خوشی‌های به اشتراک گذاشته شده

endless joyfulnesses

خوشی‌های بی پایان

genuine joyfulnesses

خوشی‌های اصیل

unexpected joyfulnesses

خوشی‌های غیرمنتظره

childlike joyfulnesses

خوشی‌های کودکانه

lasting joyfulnesses

خوشی‌های ماندگار

daily joyfulnesses

خوشی‌های روزانه

collective joyfulnesses

خوشی‌های جمعی

جملات نمونه

her joyfulnesses were contagious during the celebration.

شادی‌های او در طول جشن مسری بود.

the joyfulnesses of childhood are often cherished memories.

شادی‌های دوران کودکی اغلب خاطرات گرامی هستند.

finding joyfulnesses in small things can enhance your life.

پیدا کردن شادی‌ها در چیزهای کوچک می‌تواند زندگی شما را بهبود بخشد.

his joyfulnesses shone through even in difficult times.

شادی‌های او حتی در زمان‌های سخت نیز نمایان می‌شد.

they shared their joyfulnesses with everyone around them.

آنها شادی‌های خود را با همه اطرافیان خود به اشتراک گذاشتند.

joyfulnesses can be found in acts of kindness.

می‌توان شادی‌ها را در اعمال مهربانی یافت.

the joyfulnesses of family gatherings create lasting bonds.

شادی‌های دورهمی‌های خانوادگی پیوندهای ماندگاری ایجاد می‌کنند.

her paintings reflect the joyfulnesses she experiences in life.

نقاشی‌های او بازتابی از شادی‌هایی است که در زندگی تجربه می‌کند.

joyfulnesses often come from appreciating the present moment.

اغلب شادی‌ها از قدردانی از لحظه حال ناشی می‌شوند.

sharing joyfulnesses with friends makes life more fulfilling.

به اشتراک گذاشتن شادی‌ها با دوستان، زندگی را رضایت‌بخش‌تر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید