keeled

[ایالات متحده]/kiːld/
[بریتانیا]/kiːld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. واژگون کردن یا برگرداندن
adj. دارای کیله

عبارات و ترکیب‌ها

keeled over

افتاد به جلو

keeled back

افتاد به عقب

keeled forward

افتاد به جلو

keeled at sea

در دریا واژگون شد

keeled in surprise

در حیرت واژگون شد

keeled with laughter

در حالی که می‌خندید واژگون شد

keeled under pressure

تحت فشار واژگون شد

keeled from exhaustion

به دلیل خستگی واژگون شد

جملات نمونه

the boat keeled over in the strong winds.

کشتی در بادهای شدید واژگون شد.

he keeled over from exhaustion after the marathon.

او از فرط خستگی بعد از ماراتن، واژگون شد.

the ship keeled to one side during the storm.

کشتی در طول طوفان به یک سمت واژگون شد.

she almost keeled over when she heard the news.

وقتی خبر را شنید، او تقریباً واژگون شد.

the old tree keeled over in the heavy rain.

در باران شدید، درخت پیر واژگون شد.

after the fall, he keeled over and couldn't get up.

بعد از سقوط، او واژگون شد و نتوانست بلند شود.

they saw the horse keeled over in the field.

آنها اسبی را که در مزرعه واژگون شده بود، دیدند.

the sudden shock made him keel over in disbelief.

ضربه ناگهانی باعث شد او در حال ناباوری واژگون شود.

during the race, one competitor keeled over in the heat.

در طول مسابقه، یکی از شرکت کنندگان در گرما واژگون شد.

the yacht keeled sharply as it turned.

در حالی که چرخ می کرد، قایق تفریحی به طور تند واژگون شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید