keeled over
افتاد به جلو
keeled back
افتاد به عقب
keeled forward
افتاد به جلو
keeled at sea
در دریا واژگون شد
keeled in surprise
در حیرت واژگون شد
keeled with laughter
در حالی که میخندید واژگون شد
keeled under pressure
تحت فشار واژگون شد
keeled from exhaustion
به دلیل خستگی واژگون شد
the boat keeled over in the strong winds.
کشتی در بادهای شدید واژگون شد.
he keeled over from exhaustion after the marathon.
او از فرط خستگی بعد از ماراتن، واژگون شد.
the ship keeled to one side during the storm.
کشتی در طول طوفان به یک سمت واژگون شد.
she almost keeled over when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، او تقریباً واژگون شد.
the old tree keeled over in the heavy rain.
در باران شدید، درخت پیر واژگون شد.
after the fall, he keeled over and couldn't get up.
بعد از سقوط، او واژگون شد و نتوانست بلند شود.
they saw the horse keeled over in the field.
آنها اسبی را که در مزرعه واژگون شده بود، دیدند.
the sudden shock made him keel over in disbelief.
ضربه ناگهانی باعث شد او در حال ناباوری واژگون شود.
during the race, one competitor keeled over in the heat.
در طول مسابقه، یکی از شرکت کنندگان در گرما واژگون شد.
the yacht keeled sharply as it turned.
در حالی که چرخ می کرد، قایق تفریحی به طور تند واژگون شد.
keeled over
افتاد به جلو
keeled back
افتاد به عقب
keeled forward
افتاد به جلو
keeled at sea
در دریا واژگون شد
keeled in surprise
در حیرت واژگون شد
keeled with laughter
در حالی که میخندید واژگون شد
keeled under pressure
تحت فشار واژگون شد
keeled from exhaustion
به دلیل خستگی واژگون شد
the boat keeled over in the strong winds.
کشتی در بادهای شدید واژگون شد.
he keeled over from exhaustion after the marathon.
او از فرط خستگی بعد از ماراتن، واژگون شد.
the ship keeled to one side during the storm.
کشتی در طول طوفان به یک سمت واژگون شد.
she almost keeled over when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، او تقریباً واژگون شد.
the old tree keeled over in the heavy rain.
در باران شدید، درخت پیر واژگون شد.
after the fall, he keeled over and couldn't get up.
بعد از سقوط، او واژگون شد و نتوانست بلند شود.
they saw the horse keeled over in the field.
آنها اسبی را که در مزرعه واژگون شده بود، دیدند.
the sudden shock made him keel over in disbelief.
ضربه ناگهانی باعث شد او در حال ناباوری واژگون شود.
during the race, one competitor keeled over in the heat.
در طول مسابقه، یکی از شرکت کنندگان در گرما واژگون شد.
the yacht keeled sharply as it turned.
در حالی که چرخ می کرد، قایق تفریحی به طور تند واژگون شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید