keychains

[ایالات متحده]/ˈkiːtʃeɪnz/
[بریتانیا]/ˈkiːtʃeɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حلقه یا زنجیر کوچک برای گروه‌بندی کلیدها یا متصل کردن آنها به یک کیف یا آیتم دیگر.

جملات نمونه

we bought matching keychains as a symbol of our friendship.

ما یک چینی کلیدی را به عنوان نماد دوستی ما خریدیم.

she collects keychains from every country she visits.

او چینی کلیدی را از هر کشوری که می‌زیسته است جمع می‌کند.

personalized keychains make great party favors for weddings.

چینی کلیدی شخصی‌سازی شده می‌تواند به عنوان یک هدیه جشن تاکید بر ازدواج خوب باشد.

he attached a small flashlight to his keychain for safety.

او یک لامپ کوچک را به چینی کلیدی خود برای ایمنی متصل کرد.

the souvenir shop sells keychains featuring the local mascot.

مغازه یادبود چینی کلیدی را به فروش می‌رساند که دارای نماد محلی است.

plush keychains are popular among teenagers and young adults.

چینی کلیدی نرم در میان نوجوانان و جوانان محبوب است.

please do not forget to grab your keychains at the checkout counter.

لطفاً فراموش نکنید که چینی کلیدی خود را در کیوسک پرداخت بگیرید.

custom metal keychains are durable and look very professional.

چینی کلیدی فلزی سفارشی مقاوم و به طور کاملاً حرفه‌ای به نظر می‌رسد.

the company ordered bulk keychains printed with their logo.

شرکت چینی کلیدی به حجم زیاد را با لوگوی خود چاپ شده سفارش داد.

he gave her a bouquet of flowers with a keychain attached.

او یک گل‌های گیاهی را به او داد که یک چینی کلیدی به آن متصل شده بود.

leather keychains often develop a unique patina over time.

چینی کلیدی گوشتی با گذشت زمان معمولاً یک لایه چربی منحصر به فرد توسعه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید