security peephole
چشمانداز امنیتی
She looked through the peephole to see who was knocking on the door.
او از چشمهدری نگاه کرد تا ببیند چه کسی پشت در میکوبد.
The hotel room had a small peephole in the door for added security.
اتاق هتل دارای یک چشمهدری کوچک در در بود تا امنیت بیشتری داشته باشد.
He felt uncomfortable knowing that someone could be watching him through the peephole.
او احساس ناراحتی میکرد چون میدانست کسی ممکن است از طریق چشمهدری او را زیر نظر داشته باشد.
The detective used a peephole to observe the suspect's movements without being noticed.
مامور پلیس از چشمهدری برای نظارت بر حرکات مظنون بدون جلب توجه استفاده کرد.
The landlord installed a peephole in the front door for the tenants' safety.
صاحب ملک یک چشمهدری در در ورودی برای ایمنی مستاجران نصب کرد.
She cautiously peered through the peephole before opening the door to strangers.
او قبل از باز کردن در برای افراد غریبه با احتیاط از چشمهدری نگاه کرد.
The hotel guest used the peephole to check who was outside before opening the door.
مهمان هتل از چشمهدری برای بررسی اینکه چه کسی بیرون است قبل از باز کردن در استفاده کرد.
The peephole in the door provided a discreet way to see who was outside without opening it.
چشمهدری در در راهی پنهانی برای دیدن اینکه چه کسی بیرون است بدون باز کردن آن فراهم میکرد.
She accidentally covered the peephole with a sticker, making it difficult to see outside.
او به طور تصادفی چشمهدری را با یک برچسب پوشاند و دیدن بیرون را دشوار کرد.
The spy used a special device to look through the peephole and gather information.
جاسوس از یک دستگاه خاص برای نگاه کردن از طریق چشمهدری و جمعآوری اطلاعات استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید