keynote

[ایالات متحده]/'kiːnəʊt/
[بریتانیا]/'kinot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تن اصلی; تم اصلی; تن زیرین
vt. تن را تعیین کردن برای; سیاست پایه را توضیح دادن
vi. یک سخنرانی کلیدی ارائه دادن
Word Forms
زمان گذشتهkeynoted
شکل سوم شخص مفردkeynotes
جمعkeynotes
صفت یا فعل حال استمراریkeynoting
قسمت سوم فعلkeynoted

عبارات و ترکیب‌ها

keynote address

سخنرانی کلیدی

keynote speaker

سخنرانی کلیدی

opening keynote

سخنرانی کلیدی افتتاحیه

keynote presentation

ارائه کلیدی

keynote speech

سخنرانی کلیدی

جملات نمونه

The keynote speaker delivered an inspiring speech at the conference.

سخنرانی کلیدی، سخنرانی الهام‌بخشی را در کنفرانس ارائه داد.

The keynote of the event was focused on innovation and technology.

نقطه اوج رویداد بر نوآوری و فناوری متمرکز بود.

She set the keynote for the meeting with a powerful opening statement.

او با یک اظهار نظر قوی، لحن جلسه را تعیین کرد.

The keynote address emphasized the importance of teamwork.

سخنرانی کلیدی بر اهمیت کار گروهی تاکید کرد.

The keynote presentation highlighted the key findings of the research.

ارائه کلیدی یافته‌های کلیدی تحقیق را برجسته کرد.

The keynote topic for the workshop was leadership development.

موضوع کلیدی کارگاه توسعه رهبری بود.

The keynote speaker captivated the audience with her engaging storytelling.

سخنرانی کلیدی با داستان‌سرایی جذاب خود مخاطبان را مجذوب کرد.

The keynote session provided valuable insights into the future of the industry.

جلسه کلیدی بینش‌های ارزشمندی در مورد آینده صنعت ارائه داد.

The keynote address set the tone for the rest of the event.

سخنرانی کلیدی لحن بقیه رویداد را تعیین کرد.

Attending the keynote presentation is a must for all conference participants.

حضور در ارائه کلیدی برای همه شرکت کنندگان در کنفرانس ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید