keyrings

[ایالات متحده]/ˈkiːrɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkiːrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حلقه یا زنجیری برای نگه داشتن کلیدها

عبارات و ترکیب‌ها

keyring holder

نگهدارنده کلید

keyring charm

جذابیت کلید

keyring light

چراغ کلید

keyring clip

گیره کلید

keyring gift

هدیه کلید

keyring design

طراحی کلید

keyring accessory

لوازم جانبی کلید

keyring collection

کلکسیون کلید

keyring organizer

مرتب‌ساز کلید

keyring tag

برچسب کلید

جملات نمونه

i found my lost keyring under the couch.

من کلیدهای گمشده‌ام را زیر مبل پیدا کردم.

she attached a small charm to her keyring.

او یک آویز کوچک به کلیدش وصل کرد.

he always carries his keyring in his pocket.

او همیشه کلیدش را در جیبش حمل می‌کند.

the keyring was a gift from my grandmother.

آن کلید از مادربزرگم هدیه گرفته بودم.

she loves collecting unique keyrings from different countries.

او عاشق جمع‌آوری کلیدهای منحصر به فرد از کشورهای مختلف است.

my keyring has a flashlight attached to it.

کلید من یک چراغ قوه دارد.

he lost his keyring while hiking in the mountains.

او کلیدش را در حین کوهنوردی در کوه‌ها گم کرد.

the keyring jingled as she walked.

با قدم گذاشتن او، کلیدها زنگ می‌زدند.

we bought matching keyrings for our friendship.

ما کلیدهای مشابه برای دوستی‌مان خریدیم.

he customized his keyring with his initials.

او کلیدش را با حروف اول نامش شخصی‌سازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید