kidnaps

[ایالات متحده]/ˈkɪd.næps/
[بریتانیا]/ˈkɪd.næps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخصی را با زور یا تقلب غیرقانونی به تصرف درآوردن و حمل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

kidnaps children

ربودن کودکان

kidnaps victims

ربودن قربانیان

kidnaps people

ربودن مردم

kidnaps hostages

ربودن گروگان‌ها

kidnaps girls

ربودن دختران

kidnaps boys

ربودن پسران

kidnaps adults

ربودن بزرگسالان

kidnaps family

ربودن خانواده

kidnaps tourists

ربودن گردشگران

kidnaps citizens

ربودن شهروندان

جملات نمونه

the villain kidnaps the princess to demand a ransom.

قهرمان داستان دختر شاهزاده را ربوده تا طلب باج کند.

the news reported that a gang kidnaps wealthy individuals.

اخبار گزارش داد که یک باند آدم‌ربایی افراد ثروتمند را می‌رباید.

he believes that no one kidnaps without a motive.

او معتقد است که هیچ کس بدون انگیزه آدم‌ربایی نمی‌کند.

the movie depicts a story where a child kidnaps his neighbor's dog.

فیلم داستانی را به تصویر می‌کشد که در آن یک کودک سگ همسایه خود را می‌رباید.

the detective investigates a case where someone kidnaps a celebrity.

مامور پلیس پرونده‌ای را که در آن فردی مشهور را ربوده است، بررسی می‌کند.

she was terrified when she learned that someone kidnaps children in her town.

او وقتی فهمید که در شهرش کسی کودکان را می‌رباید، وحشت کرد.

the authorities are trying to prevent anyone who kidnaps from escaping.

مقامات در تلاشند از فرار هر کسی که آدم‌ربایی می‌کند، جلوگیری کنند.

in the story, the hero rescues a girl who was kidnapped.

در داستان، قهرمان دختری را که ربوده شده بود نجات می‌دهد.

they believe that the kidnapper will eventually be caught.

آنها معتقدند که آدم‌ربا در نهایت دستگیر خواهد شد.

he received a threatening note from someone who kidnaps for money.

او یک یادداشت تهدیدآمیز از کسی که برای پول آدم‌ربایی می‌کند دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید