kiley

[ایالات متحده]/[ˈkaɪli]/
[بریتانیا]/[ˈkaɪli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی؛ نام داده شده.
شکل‌های واژه
جمعkileys

عبارات و ترکیب‌ها

kiley's car

ماشین کیلی

kiley went

کیلی رفت

kiley is here

کیلی اینجا است

kiley's job

شغل کیلی

kiley smiled

کیلی لبخند زد

kiley likes

کیلی دوست دارد

kiley's house

خانه کیلی

kiley running

کیلی دویدن

kiley will

کیلی خواهد

kiley's turn

نوبت کیلی

جملات نمونه

kiley quickly keyed in the password.

کیلی به سرعت رمز عبور را وارد کرد.

the team rallied behind kiley’s leadership.

تیم پشتیبانی از رهبری کیلی را انجام داد.

kiley skillfully kicked the soccer ball.

کیلی به خوبی توپ فوتبال را به پا کرد.

we kindly requested kiley’s assistance.

ما لطفاً کمک کیلی را درخواست دادیم.

kiley keenly observed the changing market trends.

کیلی به دقت روندهای بازار در حال تغییر را مشاهده کرد.

kiley carefully keyed in the coordinates.

کیلی با دقت مختصات را وارد کرد.

kiley’s key contribution was the innovative design.

تاثیرگذارترین کار کیلی طراحی نوآور بود.

kiley playfully kicked a pile of leaves.

کیلی با حالت بازیگوش یک دسته برگ را به پا کرد.

kiley consistently keyed in accurate data.

کیلی به طور مداوم داده‌های دقیق را وارد کرد.

kiley’s knowledge keenly helped solve the problem.

دانش کیلی به طور موثر در حل مسئله کمک کرد.

kiley actively keyed in the new information.

کیلی فعالانه اطلاعات جدید را وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید