knifeblade

[ایالات متحده]/ˈnaɪfbleɪd/
[بریتانیا]/ˈnaɪfbleɪd/

ترجمه

n. یک لезه که برای پاک کردن یا منظورهای جراحی استفاده می‌شود؛ یک قسمت حاد و قطع کننده؛ در زمینه الکتریسیته، یک قسمت یا پایانه‌ای که به شکل لезه است؛ بدن حاد یک چاقو یا هر چیز حاد.
Word Forms

جملات نمونه

the knifeblade was sharpened to a razor edge

لبه چاقو به حالت سیم‌تیز تیز کرده شد

a rusty knifeblade lay on the workbench

یک لبه چاقو زنگ‌زدگی روی میز کار قرار داشت

the surgeon examined the sterile knifeblade carefully

جراح به دقت لبه چاقوی استریل را بررسی کرد

she replaced the dull knifeblade with a new one

او لبه چاقوی خشک را با یکی جدید جایگزین کرد

the knifeblade glinted in the dim light

لبه چاقو در نور ضعیف لامinate شد

an ancient knifeblade was discovered in the archaeological dig

یک لبه چاقوی باستانی در حفاری باستان‌شناسی کشف شد

the knifeblade snapped under the pressure

لبه چاقو تحت فشار شکست

he tested the knifeblade's sharpness against his thumb

او تیزی لبه چاقو را با انگشت خود آزمایش کرد

the factory produces high-quality knifeblade components

کارخانه اجزای لبه چاقو با کیفیت بالا تولید می‌کند

a diamond-coated knifeblade ensures precise cuts

یک لبه چاقوی پوشش داده شده با الماس قطعات دقیق را تضمین می‌کند

the knifeblade needed regular oiling to prevent rust

لبه چاقو نیاز به روغن کردن منظم برای جلوگیری از زنگ زدن داشت

she carefully wrapped the knifeblade in cloth for safety

او لبه چاقو را با دقت در پارچه پیچید تا ایمن باشد

the knifeblade exhibited exceptional craftsmanship

لبه چاقو نمونه‌ای از هنر‌سازی بسیار خاص بود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید