sharp knifeblades
لبههای تیز کنیف
dull knifeblades
لبههای خشن کنیف
rusty knifeblades
لبههای زنگزدگی کنیف
clean knifeblades
لبههای تمیز کنیف
polished knifeblades
لبههای چکشخورده کنیف
knifeblades gleaming
لبههای کنیفی که درخشیدن
knifeblades shining
لبههای کنیفی که درخشان هستند
knifeblades cutting
لبههای کنیفی که قطع میکنند
knifeblades slicing
لبههای کنیفی که برش میزنند
glinting knifeblades
لبههای کنیفی که لامپ میزنند
the sharp knifeblades glinted in the sunlight as the chef prepared the vegetables.
لیکن چاقوی تیز لبههایش در نور خورشید لامپ میکرد وقتی پовар مواد غذایی را آماده میکرد.
he carefully inspected the rusty knifeblades before deciding to replace them.
او لبههای چاقوی زنگزدگی را با دقت بررسی کرد قبل از تصمیم به جایگزینی آنها.
the kitchen drawer contained several dull knifeblades that needed sharpening.
کشو آشپزخانه چند لبه چاقوی خشنی داشت که نیاز به تیز کردن داشتند.
she polished the steel knifeblades until they gleamed like mirrors.
او لبههای چاقوی فولادی را پولیش کرد تا مانند آینههایی لامپ میکردند.
the serrated knifeblades cut through the crusty bread with ease.
لبههای چاقوی دنداندار به راحتی از نان سخت عبور کردند.
the old knifeblades were worn and needed replacing with new ones.
لبههای چاقوی قدیمی ساییده شده بودند و نیاز به جایگزینی با لبههای جدید داشتند.
he purchased new knifeblades for his utility knife at the hardware store.
او لبههای جدید چاقوی کاربردی خود را در فروشگاه ابزار خریداری کرد.
the clean knifeblades were arranged neatly in the knife block.
لبههای چاقوی تمیز به طور مرتب در بلوک چاقو قرار داده شدند.
she accidentally touched the sharp knifeblades and got a small cut.
او به اشتباه لبههای تیز چاقو را لمس کرد و یک برش کوچک به دست آورد.
the dull knifeblades made cutting vegetables difficult and dangerous.
لبههای خشن چاقو کاشت کردن سبزیجات را دشوار و خطرناک کرد.
he examined the bent knifeblades and realized they were no longer usable.
او لبههای چاقوی خم شده را بررسی کرد و متوجه شد که دیگر قابل استفاده نیستند.
the broken knifeblades snapped in half during the intense cutting task.
لبههای چاقوی شکسته در طول وظیفه کاشت شدید به دو نیم شکست.
sharp knifeblades
لبههای تیز کنیف
dull knifeblades
لبههای خشن کنیف
rusty knifeblades
لبههای زنگزدگی کنیف
clean knifeblades
لبههای تمیز کنیف
polished knifeblades
لبههای چکشخورده کنیف
knifeblades gleaming
لبههای کنیفی که درخشیدن
knifeblades shining
لبههای کنیفی که درخشان هستند
knifeblades cutting
لبههای کنیفی که قطع میکنند
knifeblades slicing
لبههای کنیفی که برش میزنند
glinting knifeblades
لبههای کنیفی که لامپ میزنند
the sharp knifeblades glinted in the sunlight as the chef prepared the vegetables.
لیکن چاقوی تیز لبههایش در نور خورشید لامپ میکرد وقتی پовар مواد غذایی را آماده میکرد.
he carefully inspected the rusty knifeblades before deciding to replace them.
او لبههای چاقوی زنگزدگی را با دقت بررسی کرد قبل از تصمیم به جایگزینی آنها.
the kitchen drawer contained several dull knifeblades that needed sharpening.
کشو آشپزخانه چند لبه چاقوی خشنی داشت که نیاز به تیز کردن داشتند.
she polished the steel knifeblades until they gleamed like mirrors.
او لبههای چاقوی فولادی را پولیش کرد تا مانند آینههایی لامپ میکردند.
the serrated knifeblades cut through the crusty bread with ease.
لبههای چاقوی دنداندار به راحتی از نان سخت عبور کردند.
the old knifeblades were worn and needed replacing with new ones.
لبههای چاقوی قدیمی ساییده شده بودند و نیاز به جایگزینی با لبههای جدید داشتند.
he purchased new knifeblades for his utility knife at the hardware store.
او لبههای جدید چاقوی کاربردی خود را در فروشگاه ابزار خریداری کرد.
the clean knifeblades were arranged neatly in the knife block.
لبههای چاقوی تمیز به طور مرتب در بلوک چاقو قرار داده شدند.
she accidentally touched the sharp knifeblades and got a small cut.
او به اشتباه لبههای تیز چاقو را لمس کرد و یک برش کوچک به دست آورد.
the dull knifeblades made cutting vegetables difficult and dangerous.
لبههای خشن چاقو کاشت کردن سبزیجات را دشوار و خطرناک کرد.
he examined the bent knifeblades and realized they were no longer usable.
او لبههای چاقوی خم شده را بررسی کرد و متوجه شد که دیگر قابل استفاده نیستند.
the broken knifeblades snapped in half during the intense cutting task.
لبههای چاقوی شکسته در طول وظیفه کاشت شدید به دو نیم شکست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید