| جمع | knobsticks |
knobstick handle
دسته ضربه زن
knobstick design
طراحی ضربه زن
knobstick tool
ابزار ضربه زن
knobstick grip
گرفت ضربه زن
knobstick support
پشتیبانی ضربه زن
knobstick mechanism
مکانیزم ضربه زن
knobstick feature
ویژگی ضربه زن
knobstick extension
گسترش ضربه زن
knobstick adjustment
تنظیم ضربه زن
knobstick assembly
مونتاژ ضربه زن
he used a knobstick to help him walk.
او از یک چوب عصا برای کمک به راه رفتنش استفاده کرد.
the old man carved his knobstick from a sturdy branch.
مرد مسن یک چوب عصا را از یک شاخه محکم حکاکی کرد.
she leaned on her knobstick as she climbed the hill.
او در حالی که از تپه بالا میرفت به چوب عصای خود تکیه کرد.
the knobstick was a family heirloom passed down through generations.
چوب عصا یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل میشد.
he often took his knobstick with him on walks in the park.
او اغلب چوب عصای خود را در پیادهروی در پارک با خود میبرد.
she painted her knobstick with bright colors for fun.
او برای تفریح چوب عصای خود را با رنگهای روشن نقاشی کرد.
the knobstick provided him with the stability he needed.
چوب عصا ثبات مورد نیاز او را فراهم کرد.
he always kept his knobstick by the door for easy access.
او همیشه چوب عصای خود را برای دسترسی آسان کنار دررنگه میداشت.
using a knobstick can help reduce strain on the legs.
استفاده از چوب عصا میتواند به کاهش فشار روی پاها کمک کند.
she customized her knobstick with a comfortable grip.
او دسته چوب عصای خود را با یک دستگیره راحت سفارشی کرد.
knobstick handle
دسته ضربه زن
knobstick design
طراحی ضربه زن
knobstick tool
ابزار ضربه زن
knobstick grip
گرفت ضربه زن
knobstick support
پشتیبانی ضربه زن
knobstick mechanism
مکانیزم ضربه زن
knobstick feature
ویژگی ضربه زن
knobstick extension
گسترش ضربه زن
knobstick adjustment
تنظیم ضربه زن
knobstick assembly
مونتاژ ضربه زن
he used a knobstick to help him walk.
او از یک چوب عصا برای کمک به راه رفتنش استفاده کرد.
the old man carved his knobstick from a sturdy branch.
مرد مسن یک چوب عصا را از یک شاخه محکم حکاکی کرد.
she leaned on her knobstick as she climbed the hill.
او در حالی که از تپه بالا میرفت به چوب عصای خود تکیه کرد.
the knobstick was a family heirloom passed down through generations.
چوب عصا یک ارثیه خانوادگی بود که نسل به نسل منتقل میشد.
he often took his knobstick with him on walks in the park.
او اغلب چوب عصای خود را در پیادهروی در پارک با خود میبرد.
she painted her knobstick with bright colors for fun.
او برای تفریح چوب عصای خود را با رنگهای روشن نقاشی کرد.
the knobstick provided him with the stability he needed.
چوب عصا ثبات مورد نیاز او را فراهم کرد.
he always kept his knobstick by the door for easy access.
او همیشه چوب عصای خود را برای دسترسی آسان کنار دررنگه میداشت.
using a knobstick can help reduce strain on the legs.
استفاده از چوب عصا میتواند به کاهش فشار روی پاها کمک کند.
she customized her knobstick with a comfortable grip.
او دسته چوب عصای خود را با یک دستگیره راحت سفارشی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید