knockings

[ایالات متحده]/ˈnɒkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈnɑːkɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ضربه زدن یا صدای ناشی از ضربه زدن؛ ماده باقی‌مانده از غربالگری گل؛ امواج شوک انفجاری

عبارات و ترکیب‌ها

ghostly knockings

ضربه های شبح وار

mysterious knockings

ضربه های مرموز

loud knockings

ضربه های بلند

soft knockings

ضربه های آرام

unexpected knockings

ضربه های غیرمنتظره

repeated knockings

ضربه های تکراری

gentle knockings

ضربه های ملایم

urgent knockings

ضربه های فوری

faint knockings

ضربه های ضعیف

strange knockings

ضربه های عجیب

جملات نمونه

there were strange knockings at the door last night.

دیشب صدای ناگهانی و عجیبی از در شنیده می‌شد.

she heard persistent knockings that made her uneasy.

صدای کوبیدن مداوم در باعث ناراحتی او شد.

the knockings continued until someone answered.

صدای کوبیدن در تا زمانی که کسی پاسخ داد ادامه داشت.

his knockings echoed through the empty hall.

صدای کوبیدن او در سالن خالی طنین‌انداز شد.

she ignored the knockings, thinking it was just the wind.

او صدای کوبیدن را نادیده گرفت و فکر کرد که فقط باد است.

after the knockings, a figure appeared in the shadows.

بعد از صدای کوبیدن، شخصیتی در سایه‌ها ظاهر شد.

the knockings grew louder as they approached the house.

با نزدیک شدن به خانه، صدای کوبیدن بلندتر شد.

he was startled by the sudden knockings on the window.

او از صدای ناگهانی کوبیدن روی پنجره ترسید.

they exchanged glances when they heard the knockings.

وقتی صدای کوبیدن را شنیدند، نگاهی به یکدیگر کردند.

what do the knockings mean in this context?

این صداها در این متن چه معنایی دارند؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید