koon

[ایالات متحده]/kuːn/
[بریتانیا]/kuːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. نایت از نشان ناساو نارنجی
شکل‌های واژه
جمعkoons

عبارات و ترکیب‌ها

go koon

برو کون

run koon

بیا کون

come koon

بیا کون

ask koon

پرس کون

tell koon

گو کون

see koon

بین کون

koon's book

کتاب کون

meet koon

دیدار کون

koon's car

ماشین کون

go to koon's

برو به کون

جملات نمونه

koon moved to beijing last year.

کون سال گذشته به پکن رفت.

koon is a talented musician.

کون یک موسیقی‌دان ماهر است.

have you met koon at the conference?

آیا در کنفرانس با کون آشنا شده‌اید؟

koon speaks three languages fluently.

کون سه زبان را به خوبی می‌زnam.

the new restaurant owned by koon opened today.

رستوران جدید متعلق به کون امروز باز شد.

i called koon about the project update.

من درباره به‌روزرسانی پروژه به کون تماس گرفتم.

koon's presentation impressed everyone.

ارائه کون همه را در جمع تأثیرگذار کرد.

would you like to collaborate with koon?

آیا می‌خواهید با کون همکاری کنید؟

koon has lived in singapore for five years.

کون پنج سال است که در سنگاپور زندگی می‌کند.

the book written by koon became very popular.

کتابی که توسط کون نوشته شد بسیار محبوب شد.

i recognize koon from the company annual meeting.

من کون را از جلسه سالانه شرکت شناسایی کردم.

koon enjoys cooking traditional dishes.

کون لذت می‌برد از پختن غذاهای سنتی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید