kurchee

[ایالات متحده]/kɜːrˈtʃiː/
[بریتانیا]/kɜːrˈtʃi/

ترجمه

n. اطلاعات در دسترس نیست. این واژه ممکن است یک واژه تخصصی، فنی یا نادر باشد که تعریفی در دیکشنری ایجاد نشده است.
شکل‌های واژه
جمعkurchees

جملات نمونه

i bought a new kurchee from the store.

من یک کرچی جدید از فروشگاه خریداری کردم.

the kurchee is very useful for daily tasks.

کرچی برای وظایف روزمره بسیار مفید است.

she keeps her kurchee in a safe place.

او کرچی خود را در یک جای امن نگه می دارد.

we need to repair the kurchee.

ما نیاز به تعمیر کرچی داریم.

the kurchee broke yesterday.

کرچی دیروز شکست.

he is an expert on kurchee maintenance.

او متخصص در نگهداری کرچی است.

this kurchee costs a lot of money.

این کرچی هزینه زیادی دارد.

they developed a new kurchee model.

آنها یک مدل جدید کرچی توسعه دادند.

the kurchee industry is growing rapidly.

صنعت کرچی به سرعت در حال رشد است.

please clean the kurchee regularly.

لطفاً کرچی را به طور منظم تمیز کنید.

i lost my kurchee yesterday.

من کرچی خود را دیروز از دست دادم.

the kurchee works perfectly.

کرچی کار می کند به طور کامل.

our kurchee collection is extensive.

مجموعه کرچی ما گسترده است.

the kurchee market is competitive.

بازار کرچی رقابتی است.

he gave me a kurchee as a gift.

او به من یک کرچی به عنوان هدیه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید