lacrima

[ایالات متحده]/ˈlækrɪmə/
[بریتانیا]/ˈlækrɪmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشک

عبارات و ترکیب‌ها

lacrima di gioia

اشک شادی

lacrima di dolore

اشک غم

lacrima d'amore

اشک عشق

lacrima di tristezza

اشک اندوه

lacrima di felicità

اشک خوشحالی

lacrima di nostalgia

اشک دلتنگی

lacrima di pietà

اشک ترحم

lacrima di speranza

اشک امید

lacrima di rassegnazione

اشک تسلیم

lacrima di gratitudine

اشک قدردانی

جملات نمونه

she shed a lacrima of joy at the wedding.

او در جشن ازدواج، قطره‌ای شادی از چشمانش جاری کرد.

the artist captured a lacrima of sadness in her painting.

هنرمند، قطره‌ای غم را در نقاشی خود به تصویر کشید.

his lacrima fell silently on the ground.

قطره اشک او بی‌صدا روی زمین افتاد.

she wrote a poem about a lacrima of love.

او شعری در مورد قطره‌ای عشق نوشت.

during the movie, i felt a lacrima of nostalgia.

در حین تماشای فیلم، احساس قطره‌ای نوستالژی کردم.

the song evokes a lacrima of longing.

این آهنگ، قطره‌ای دلتنگی را برمی‌انگیزد.

he wiped away a lacrima from his cheek.

او قطره‌ای اشک را از گونه‌اش پاک کرد.

her eyes glistened with a lacrima of hope.

چشمانش با قطره‌ای امید می‌درخشید.

a lacrima can express what words cannot.

قطره اشک می‌تواند آنچه کلمات نمی‌توانند را بیان کند.

he felt a lacrima of regret as he walked away.

هنگامی که دور می‌شد، احساس قطره‌ای پشیمانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید