lader

[ایالات متحده]/ˈleɪdə/
[بریتانیا]/ˈleɪdər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام شخصی
Word Forms
جمعladers

جملات نمونه

the firefighter climbed the ladder quickly to save the cat.

مأمور آتش نشانی به سرعت روی پله‌های ایستاده رفت تا گربه را نجات دهد.

she climbed the corporate ladder through hard work and dedication.

او با کوشش و پایبندی روی پله‌های شرکتی بالا رفت.

the old wooden ladder creaked with each step.

پله‌های چوبی قدیمی با هر گام کشیده می‌شد.

he positioned the ladder against the wall carefully.

او با دقت پله را در برابر دیوار قرار داد.

the career ladder offers many opportunities for advancement.

پله‌های شغلی فرصت‌های زیادی برای پیشرفت ارائه می‌دهد.

we need to replace the defective ladder before anyone gets hurt.

ما باید پله‌ی معیوب را قبل از اینکه کسی آسیب ببیند جایگزین کنیم.

the firefighter used a special ladder to reach the upper floors.

مأمور آتش نشانی از یک پله‌ی ویژه برای دستیابی به طبقات بالاتر استفاده کرد.

she stood on the ladder to paint the ceiling.

او روی پله‌ای ایستاد تا سقف را رنگ بزنه.

the social ladder can be difficult to climb without connections.

پله‌های اجتماعی بدون ارتباطات بالا رفتن آن دشوار است.

he secured the ladder before climbing up.

او قبل از بالا رفتن پله را امن کرد.

the stepladder helped her reach the high shelves.

پله‌های چند طبقه به او کمک کرد تا رف‌های بالا را برسد.

safety training is essential when using any ladder.

آموزش ایمنی وقتی که از هر پله‌ای استفاده می‌کنید ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید