lamentationss

[ایالات متحده]/ˌlæmənˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌlæmənˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کتابی از انجیل که اندوه را برای ویرانی اورشلیم بیان می‌کند؛ ابراز پرشور غم یا اندوه

عبارات و ترکیب‌ها

deep lamentations

گریه‌های عمیق

public lamentations

گریه‌های علنی

silent lamentations

گریه‌های خاموش

heartfelt lamentations

گریه‌های جانسوز

ancient lamentations

گریه‌های باستانی

collective lamentations

گریه‌های جمعی

sorrowful lamentations

گریه‌های غمگین

emotional lamentations

گریه‌های احساسی

grief-stricken lamentations

گریه‌های اندوهگین

traditional lamentations

گریه‌های سنتی

جملات نمونه

his lamentations echoed through the empty halls.

ناله های او در راهروهای خالی طنین انداز شد.

she wrote a poem of lamentations for her lost love.

او شعری در وصف ناله ها برای عشق گمشده اش سرود.

the lamentations of the people were heard after the disaster.

بعد از فاجعه، ناله های مردم شنیده شد.

his lamentations were filled with sorrow and regret.

ناله های او سرشار از غم و پشیمانی بود.

the ancient texts are full of lamentations for the fallen heroes.

متون باستانی مملو از ناله ها برای قهرمانان افتاده است.

in her lamentations, she found solace and strength.

در ناله های خود، او آرامش و قدرت یافت.

the choir sang lamentations for the victims of the tragedy.

کرال برای قربانیان تراژدی ناله خواند.

his lamentations were a cry for help in a time of need.

ناله های او فریادی برای کمک در زمان نیاز بود.

the artist captured the essence of lamentations in her painting.

هنرمند جوهر ناله ها را در نقاشی خود به تصویر کشید.

she listened to the lamentations of the old man with compassion.

او با دلسوزی به ناله های مرد پیر گوش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید