total lamer
لامر تمام
biggest lamer
بزرگترین لامر
such a lamer
چه لامری
lamer alert
هشدار لامر
lamer move
حرکت لامری
lamer status
وضعیت لامری
lamer moment
لحظه لامری
lamer joke
جک لامری
lamer behavior
رفتار لامری
lamer friend
دوست لامری
he called me a lamer for not knowing the latest trends.
او به من گفت که به خاطر اطلاع نداشتن از آخرین روندها، من یک آدم عقبافتادهام.
don't be a lamer; join us for the party!
یک آدم عقبافتاده نباشید؛ به جشن ما بپیوندید!
she thinks it's lame to stay indoors all weekend.
او فکر میکند تمام آخر هفته در خانه ماندن یک کار بیمعنی است.
he feels like a lamer for missing the concert.
او احساس میکند به خاطر از دست دادن کنسرت، یک آدم عقبافتاده است.
it's pretty lame to not try new things.
واقعاً بیمعنی است که تلاش برای انجام کارهای جدید را امتحان نکنید.
she was labeled a lamer for her outdated fashion sense.
او به خاطر سلیقه مد قدیمیاش، یک آدم عقبافتاده نامیده شد.
he thinks it's lame to play video games all day.
او فکر میکند تمام روز بازی کردن بازیهای ویدیویی یک کار بیمعنی است.
calling someone a lamer can hurt their feelings.
نشان دادن این که کسی آدم عقبافتاده است میتواند باعث ناراحتی او شود.
she laughed at the lamer jokes during the show.
او در طول برنامه، خندهدارترین جوکهای آدم عقبافتاده را خندید.
it's lame to not support your friends in their endeavors.
بیمعنی است که از دوستان خود در تلاشهایشان حمایت نکنید.
total lamer
لامر تمام
biggest lamer
بزرگترین لامر
such a lamer
چه لامری
lamer alert
هشدار لامر
lamer move
حرکت لامری
lamer status
وضعیت لامری
lamer moment
لحظه لامری
lamer joke
جک لامری
lamer behavior
رفتار لامری
lamer friend
دوست لامری
he called me a lamer for not knowing the latest trends.
او به من گفت که به خاطر اطلاع نداشتن از آخرین روندها، من یک آدم عقبافتادهام.
don't be a lamer; join us for the party!
یک آدم عقبافتاده نباشید؛ به جشن ما بپیوندید!
she thinks it's lame to stay indoors all weekend.
او فکر میکند تمام آخر هفته در خانه ماندن یک کار بیمعنی است.
he feels like a lamer for missing the concert.
او احساس میکند به خاطر از دست دادن کنسرت، یک آدم عقبافتاده است.
it's pretty lame to not try new things.
واقعاً بیمعنی است که تلاش برای انجام کارهای جدید را امتحان نکنید.
she was labeled a lamer for her outdated fashion sense.
او به خاطر سلیقه مد قدیمیاش، یک آدم عقبافتاده نامیده شد.
he thinks it's lame to play video games all day.
او فکر میکند تمام روز بازی کردن بازیهای ویدیویی یک کار بیمعنی است.
calling someone a lamer can hurt their feelings.
نشان دادن این که کسی آدم عقبافتاده است میتواند باعث ناراحتی او شود.
she laughed at the lamer jokes during the show.
او در طول برنامه، خندهدارترین جوکهای آدم عقبافتاده را خندید.
it's lame to not support your friends in their endeavors.
بیمعنی است که از دوستان خود در تلاشهایشان حمایت نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید