larrups

[ایالات متحده]/ˈlærəp/
[بریتانیا]/ˈlærəp/

ترجمه

vt. ضربه زدن یا شلاق زدن; به طور کامل شکست دادن
vi. به آرامی با سر پایین راه رفتن
n. یک ضربه یا ضربه

عبارات و ترکیب‌ها

larrup the competition

غلبه بر رقابت

larrup it good

به خوبی شکستش بده

larrup your opponents

حریفان خود را شکست بده

larrup the game

بازی را ببر

larrup the score

امتیاز را افزایش بده

larrup with enthusiasm

با اشتیاق شکستش بده

larrup the crowd

تماشاچیان را تحت تاثیر قرار بده

larrup the field

زمین را فتح کن

larrup the team

تیم را شکست بده

larrup like crazy

به طرز دیوانه‌واری شکستش بده

جملات نمونه

he larruped the opponent in the boxing match.

او حریف را در مسابقه بوکس شکست داد.

the coach larruped the team for their poor performance.

مربی تیم را به دلیل عملکرد ضعیف‌شان سرزنش کرد.

she larruped the dough until it was smooth.

او خمیر را تا زمانی که صاف شد، ورز داد.

they larruped the old car back to life.

آنها ماشین قدیمی را دوباره به کار انداختند.

the teacher larruped the students for being late.

معلم دانش‌آموزان را به دلیل دیر رسیدن سرزنش کرد.

he larruped the ball into the net for a goal.

او توپ را وارد دروازه کرد تا گل بزند.

she larruped through the paperwork in no time.

او خیلی سریع مدارک را انجام داد.

the dog larruped up the food in seconds.

سگ ظرف چند ثانیه غذا را خورد.

he larruped his way through the crowded room.

او از میان جمعیت به زور راه خود را باز کرد.

they larruped the project to meet the deadline.

آنها پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید