leagued together
متحد با یکدیگر
leagued against
در برابر متحد
leagued in
متحد در
leagued with
متحد با
leagued allies
همپیمانان متحد
leagued forces
نیروهای متحد
leagued nations
ملتهای متحد
leagued interests
منافع متحد
leagued powers
قدرتهای متحد
leagued factions
گروههای متحد
they have leagued together to fight for their rights.
آنها برای مبارزه به ازای حقوقشان با هم متحد شده اند.
the two companies have leagued to create a new product.
دو شرکت برای ایجاد یک محصول جدید با هم متحد شده اند.
several nations have leagued against the common threat.
چند کشور در برابر تهدید مشترک با هم متحد شده اند.
they leagued in secret to plan the surprise party.
آنها به طور مخفیانه برای برنامه ریزی مهمانی غافلانه با هم متحد شدند.
the activists have leagued to promote environmental awareness.
فعال ها برای ترویج آگاهی زیست محیطی با هم متحد شده اند.
he leagued with his friends to start a new business.
او با دوستانش برای شروع یک کسب و کار جدید متحد شد.
in times of crisis, communities often leagued for support.
در زمان بحران، جوامع اغلب برای حمایت با هم متحد می شوند.
the clubs have leagued to host a charity event.
باشگاه ها برای برگزاری یک رویداد خیریه با هم متحد شده اند.
they leagued to challenge the unfair regulations.
آنها برای به چالش کشیدن مقررات ناعادلانه با هم متحد شدند.
the two rival factions have leagued for a common cause.
دو جناح رقیب برای یک هدف مشترک با هم متحد شده اند.
leagued together
متحد با یکدیگر
leagued against
در برابر متحد
leagued in
متحد در
leagued with
متحد با
leagued allies
همپیمانان متحد
leagued forces
نیروهای متحد
leagued nations
ملتهای متحد
leagued interests
منافع متحد
leagued powers
قدرتهای متحد
leagued factions
گروههای متحد
they have leagued together to fight for their rights.
آنها برای مبارزه به ازای حقوقشان با هم متحد شده اند.
the two companies have leagued to create a new product.
دو شرکت برای ایجاد یک محصول جدید با هم متحد شده اند.
several nations have leagued against the common threat.
چند کشور در برابر تهدید مشترک با هم متحد شده اند.
they leagued in secret to plan the surprise party.
آنها به طور مخفیانه برای برنامه ریزی مهمانی غافلانه با هم متحد شدند.
the activists have leagued to promote environmental awareness.
فعال ها برای ترویج آگاهی زیست محیطی با هم متحد شده اند.
he leagued with his friends to start a new business.
او با دوستانش برای شروع یک کسب و کار جدید متحد شد.
in times of crisis, communities often leagued for support.
در زمان بحران، جوامع اغلب برای حمایت با هم متحد می شوند.
the clubs have leagued to host a charity event.
باشگاه ها برای برگزاری یک رویداد خیریه با هم متحد شده اند.
they leagued to challenge the unfair regulations.
آنها برای به چالش کشیدن مقررات ناعادلانه با هم متحد شدند.
the two rival factions have leagued for a common cause.
دو جناح رقیب برای یک هدف مشترک با هم متحد شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید