leaguer

[ایالات متحده]/ˈliːɡə/
[بریتانیا]/ˈliːɡɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محاصره کننده; عضو یک اتحادیه
v. محاصره کردن
شکل‌های واژه
جمعleaguers

عبارات و ترکیب‌ها

team leaguer

تیم لیگ

league leaguer

لیگ لیگ

leaguer role

نقش لیگ

leaguer status

وضعیت لیگ

fellow leaguer

همکار لیگ

active leaguer

لیگ فعال

leaguer benefits

مزایای لیگ

new leaguer

لیگ جدید

former leaguer

لیگ سابق

leaguer meeting

جلسه لیگ

جملات نمونه

the leaguer was determined to win the championship this season.

بازیکن مصمم بود که در این فصل قهرمانی را بدست آورد.

as a leaguer, he trained hard every day to improve his skills.

همانطور که یک بازیکن بود، او هر روز سخت تمرین می کرد تا مهارت های خود را بهبود بخشد.

the leaguer's performance impressed the scouts at the game.

عملکرد بازیکن مورد توجه مشتاقان در بازی بود.

she joined the team as a leaguer to pursue her passion for sports.

او به عنوان یک بازیکن به تیم پیوست تا اشتیاق خود را به ورزش دنبال کند.

the leaguer celebrated their victory with a big party.

بازیکنان پیروزی خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفتند.

every leaguer must adhere to the code of conduct.

هر بازیکن باید به قانون رفتار پایبند باشد.

the leaguer worked closely with coaches to refine his techniques.

بازیکن به طور نزدیک با مربیان برای بهبود تکنیک های خود همکاری کرد.

he was recognized as the best leaguer of the year.

او به عنوان بهترین بازیکن سال شناخته شد.

the leaguer faced tough competition but remained focused.

بازیکن با رقابت سخت روبرو شد اما متمرکز ماند.

being a leaguer means commitment and teamwork.

بودن یک بازیکن به معنای تعهد و کار گروهی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید