leered at
نگاه سنگین کرد
leered lustfully
با حرص نگاه کرد
leered menacingly
با تهدید نگاه کرد
leered slyly
با پنهانی نگاه کرد
leered wickedly
با شرارت نگاه کرد
leered back
نگاه کرد به عقب
leered down
نگاه کرد به پایین
leered forward
نگاه کرد به جلو
leered suggestively
با اشاره نگاه کرد
leered briefly
به طور خلاصه نگاه کرد
he leered at her from across the room.
او از آن طرف اتاق با نگاه سنگین به او خیره شد.
the man leered at the young girl, making her uncomfortable.
مرد با نگاه سنگین به دختر جوان خیره شد و باعث ناراحتی او شد.
she noticed him leering at her during the meeting.
او متوجه شد که او در طول جلسه با نگاه سنگین به او خیره شده است.
he leered at the model in the magazine.
او با نگاه سنگین به مدل در مجله خیره شد.
the group of boys leered at the girls walking by.
گروهی از پسران با نگاه سنگین به دخترانی که از آنجا عبور میکردند خیره شدند.
she felt uneasy when he leered at her outfit.
وقتی او با نگاه سنگین به لباس او خیره شد، او احساس ناراحتی کرد.
he leered at her with a smirk on his face.
او با پوزخند به او خیره شد.
the old man leered at the young couple in the park.
مرد پیر با نگاه سنگین به زوج جوان در پارک خیره شد.
she tried to ignore the way he leered at her.
او سعی کرد راهی که او با نگاه سنگین به او خیره میشد را نادیده بگیرد.
he leered at her as she walked past, making her feel objectified.
او با نگاه سنگین به او خیره شد وقتی از کنارش عبور کرد و باعث شد او احساس شیء شدن کند.
leered at
نگاه سنگین کرد
leered lustfully
با حرص نگاه کرد
leered menacingly
با تهدید نگاه کرد
leered slyly
با پنهانی نگاه کرد
leered wickedly
با شرارت نگاه کرد
leered back
نگاه کرد به عقب
leered down
نگاه کرد به پایین
leered forward
نگاه کرد به جلو
leered suggestively
با اشاره نگاه کرد
leered briefly
به طور خلاصه نگاه کرد
he leered at her from across the room.
او از آن طرف اتاق با نگاه سنگین به او خیره شد.
the man leered at the young girl, making her uncomfortable.
مرد با نگاه سنگین به دختر جوان خیره شد و باعث ناراحتی او شد.
she noticed him leering at her during the meeting.
او متوجه شد که او در طول جلسه با نگاه سنگین به او خیره شده است.
he leered at the model in the magazine.
او با نگاه سنگین به مدل در مجله خیره شد.
the group of boys leered at the girls walking by.
گروهی از پسران با نگاه سنگین به دخترانی که از آنجا عبور میکردند خیره شدند.
she felt uneasy when he leered at her outfit.
وقتی او با نگاه سنگین به لباس او خیره شد، او احساس ناراحتی کرد.
he leered at her with a smirk on his face.
او با پوزخند به او خیره شد.
the old man leered at the young couple in the park.
مرد پیر با نگاه سنگین به زوج جوان در پارک خیره شد.
she tried to ignore the way he leered at her.
او سعی کرد راهی که او با نگاه سنگین به او خیره میشد را نادیده بگیرد.
he leered at her as she walked past, making her feel objectified.
او با نگاه سنگین به او خیره شد وقتی از کنارش عبور کرد و باعث شد او احساس شیء شدن کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید