ligated vessel
رگ لیگاتور شده
ligated tissue
بافت لیگاتور شده
ligated artery
سرخرگ لیگاتور شده
ligated vein
ورید لیگاتور شده
ligated node
گره لیگاتور شده
ligated segment
قطعه لیگاتور شده
ligated structure
ساختار لیگاتور شده
ligated loop
حلقه لیگاتور شده
ligated end
سر لیگاتور شده
ligated area
ناحیه لیگاتور شده
the blood vessels were ligated during the surgery.
رگهای خونی در طول جراحی بسته شدند.
she ligated the tissue to prevent excessive bleeding.
او بافت را بست تا از خونریزی بیش از حد جلوگیری کند.
the doctor explained how the arteries were ligated.
پزشک توضیح داد که چگونه شریانها بسته شدند.
in the experiment, the cells were ligated for analysis.
در آزمایش، سلولها برای تجزیه و تحلیل بسته شدند.
ligated structures can provide important data in research.
ساختارهای بسته شده میتوانند دادههای مهمی در تحقیقات ارائه دهند.
the ligated area showed signs of healing.
منطقه بسته شده علائمی از بهبودی نشان داد.
ligated organs require special care post-surgery.
اندامهای بسته شده به مراقبت ویژه پس از جراحی نیاز دارند.
the ligated vein was essential for the procedure.
ورید بسته شده برای انجام این روش ضروری بود.
they ligated the duct to prevent leakage.
آنها مجرا را بستند تا از نشت جلوگیری کنند.
ligated vessel
رگ لیگاتور شده
ligated tissue
بافت لیگاتور شده
ligated artery
سرخرگ لیگاتور شده
ligated vein
ورید لیگاتور شده
ligated node
گره لیگاتور شده
ligated segment
قطعه لیگاتور شده
ligated structure
ساختار لیگاتور شده
ligated loop
حلقه لیگاتور شده
ligated end
سر لیگاتور شده
ligated area
ناحیه لیگاتور شده
the blood vessels were ligated during the surgery.
رگهای خونی در طول جراحی بسته شدند.
she ligated the tissue to prevent excessive bleeding.
او بافت را بست تا از خونریزی بیش از حد جلوگیری کند.
the doctor explained how the arteries were ligated.
پزشک توضیح داد که چگونه شریانها بسته شدند.
in the experiment, the cells were ligated for analysis.
در آزمایش، سلولها برای تجزیه و تحلیل بسته شدند.
ligated structures can provide important data in research.
ساختارهای بسته شده میتوانند دادههای مهمی در تحقیقات ارائه دهند.
the ligated area showed signs of healing.
منطقه بسته شده علائمی از بهبودی نشان داد.
ligated organs require special care post-surgery.
اندامهای بسته شده به مراقبت ویژه پس از جراحی نیاز دارند.
the ligated vein was essential for the procedure.
ورید بسته شده برای انجام این روش ضروری بود.
they ligated the duct to prevent leakage.
آنها مجرا را بستند تا از نشت جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید