linearized data
دادههای خطیسازی شده
linearized signal
سیگنال خطیسازی شده
linearized model
مدل خطیسازی شده
is linearized
خطیسازی شده است
linearized system
سیستم خطیسازی شده
linearized output
خروجی خطیسازی شده
fully linearized
کاملاً خطیسازی شده
the data was linearized to facilitate easier analysis.
دادهها را برای تحلیل سادهتر خطی کردیم.
we linearized the complex network for visualization purposes.
ما شبکه پیچیده را به منظور نمایش تصویری خطی کردیم.
linearized representations are useful for time series data.
نمایشهای خطی برای دادههای سری زمانی مفید هستند.
the algorithm linearized the input features for better performance.
الگوریتم ویژگیهای ورودی را برای عملکرد بهتر خطی کرد.
linearized coordinates simplified the mapping process.
مختصات خطی فرآیند نگاشت را ساده کرد.
the model used a linearized version of the original equation.
مدل از یک نسخه خطی معادله اصلی استفاده کرد.
linearized text allows for efficient indexing and searching.
متن خطی به این معنی است که ایندکسگذاری و جستجوی کارآمد را امکانپذیر میکند.
we linearized the hierarchical structure into a flat list.
ما ساختار سلسله مراتبی را به یک لیست مسطح تبدیل کردیم.
the linearized path provided a clear route through the forest.
مسیر خطی یک مسیر واضح از طریق جنگل را فراهم کرد.
linearized access to the database improved query speed.
دسترسی خطی به پایگاه دادهها سرعت پرسوجو را افزایش داد.
the linearized timeline presented a chronological sequence of events.
تقویم خطی یک توالی زمانی رویدادها را ارائه داد.
linearized data
دادههای خطیسازی شده
linearized signal
سیگنال خطیسازی شده
linearized model
مدل خطیسازی شده
is linearized
خطیسازی شده است
linearized system
سیستم خطیسازی شده
linearized output
خروجی خطیسازی شده
fully linearized
کاملاً خطیسازی شده
the data was linearized to facilitate easier analysis.
دادهها را برای تحلیل سادهتر خطی کردیم.
we linearized the complex network for visualization purposes.
ما شبکه پیچیده را به منظور نمایش تصویری خطی کردیم.
linearized representations are useful for time series data.
نمایشهای خطی برای دادههای سری زمانی مفید هستند.
the algorithm linearized the input features for better performance.
الگوریتم ویژگیهای ورودی را برای عملکرد بهتر خطی کرد.
linearized coordinates simplified the mapping process.
مختصات خطی فرآیند نگاشت را ساده کرد.
the model used a linearized version of the original equation.
مدل از یک نسخه خطی معادله اصلی استفاده کرد.
linearized text allows for efficient indexing and searching.
متن خطی به این معنی است که ایندکسگذاری و جستجوی کارآمد را امکانپذیر میکند.
we linearized the hierarchical structure into a flat list.
ما ساختار سلسله مراتبی را به یک لیست مسطح تبدیل کردیم.
the linearized path provided a clear route through the forest.
مسیر خطی یک مسیر واضح از طریق جنگل را فراهم کرد.
linearized access to the database improved query speed.
دسترسی خطی به پایگاه دادهها سرعت پرسوجو را افزایش داد.
the linearized timeline presented a chronological sequence of events.
تقویم خطی یک توالی زمانی رویدادها را ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید