liquifies

[ایالات متحده]/ˈlɪkwɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈlɪkwəˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مایع کردن یا مایع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

liquifies quickly

به سرعت مایع می‌شود

liquifies under heat

تحت حرارت مایع می‌شود

liquifies easily

به راحتی مایع می‌شود

liquifies completely

به طور کامل مایع می‌شود

liquifies when heated

هنگامی که گرم می‌شود مایع می‌شود

liquifies during melting

در حین ذوب شدن مایع می‌شود

liquifies under pressure

تحت فشار مایع می‌شود

liquifies with agitation

با هم زدن مایع می‌شود

liquifies in solution

در محلول مایع می‌شود

جملات نمونه

the heat liquifies the solid material.

گرما باعث مایع شدن ماده جامد می‌شود.

when ice melts, it liquifies into water.

وقتی یخ آب می‌شود، به آب مایع تبدیل می‌شود.

the chemical reaction liquifies the mixture.

واکنش شیمیایی باعث مایع شدن مخلوط می‌شود.

under pressure, the gas liquifies quickly.

تحت فشار، گاز به سرعت مایع می‌شود.

heat from the sun liquifies the wax.

گرما از خورشید باعث مایع شدن مومی می‌شود.

cooking oil liquifies at high temperatures.

روغن پخت و پز در دمای بالا مایع می‌شود.

the process liquifies the solid waste.

این فرآیند باعث مایع شدن زباله‌های جامد می‌شود.

in the lab, the scientist liquifies the sample.

در آزمایشگاه، دانشمند نمونه را مایع می‌کند.

the mixture liquifies when stirred vigorously.

مخلوط وقتی به شدت هم زده می‌شود، مایع می‌شود.

as temperatures rise, the metal liquifies.

با افزایش دما، فلز مایع می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید