fluidizes quickly
به سرعت روان میشود
fluidizes the mixture
مخلوط را روان میکند
fluidizes effectively
به طور مؤثر روان میشود
fluidizes slowly
به آرامی روان میشود
fluidizes completely
به طور کامل روان میشود
the heated mixture fluidizes, creating a homogenous blend.
مخلوط گرم شده، روان شده و ترکیبی یکنواخت ایجاد میکند.
adding air fluidizes the granular material, allowing for easy transport.
اضافه کردن هوا، مواد دانهای را روان کرده و امکان حمل و نقل آسان را فراهم میکند.
the process fluidizes the powder, improving its flowability.
این فرآیند پودر را روان کرده و قابلیت جریان آن را بهبود میبخشد.
careful control fluidizes the bed, preventing clumping.
کنترل دقیق، بستر را روان کرده و از تجمع جلوگیری میکند.
the gas flow fluidizes the solid particles within the reactor.
جریان گاز، ذرات جامد را در داخل راکتور روان میکند.
fluidizing the bed ensures uniform heat distribution.
روان کردن بستر، توزیع یکنواخت گرما را تضمین میکند.
the system fluidizes the coal particles for efficient combustion.
این سیستم ذرات زغال سنگ را برای احتراق کارآمد روان میکند.
proper aeration fluidizes the sand bed effectively.
تهویه مناسب، بستر شن را به طور موثر روان میکند.
the agitator fluidizes the slurry, preventing settling.
همزن، مخلوط را روان کرده و از ته نشینی جلوگیری میکند.
fluidizing the catalyst bed enhances reaction rates.
روان کردن بستر کاتالیزور، سرعت واکنشها را افزایش میدهد.
the pneumatic conveying system fluidizes the product stream.
سیستم انتقال پنوماتیک، جریان محصول را روان میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید