littered

[ایالات متحده]/ˈlɪtəd/
[بریتانیا]/ˈlɪtərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به هم ریخته به وسیله پخش زباله یا آشغال؛ به دور انداخته یا به طور بی‌دقت پخش شده؛ پر شده با چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

littered streets

خیابان‌های آلوده

littered park

پارک آلوده

littered beach

ساحل آلوده

littered landscape

منظره آلوده

littered ground

زمین آلوده

littered room

اتاق آلوده

littered sidewalk

پیاده‌رو آلوده

littered field

زمین کشاورزی آلوده

littered area

منطقه آلوده

littered city

شهر آلوده

جملات نمونه

the park was littered with trash after the festival.

پارک مملو از زباله بعد از جشنواره بود.

his room was littered with clothes and books.

اتاق او مملو از لباس و کتاب بود.

the beach was littered with plastic waste.

ساحل مملو از زباله‌های پلاستیکی بود.

after the storm, the streets were littered with fallen branches.

بعد از طوفان، خیابان‌ها مملو از شاخه‌های افتاده بودند.

the garden was littered with fallen leaves.

باغ مملو از برگ‌های ریخته شده بود.

the classroom was littered with discarded papers.

کلاس مملو از کاغذهای دور ریخته شده بود.

after the party, the floor was littered with confetti.

بعد از مهمانی، کف مملو از کنفتی بود.

the hiking trail was littered with rocks and debris.

مسیر پیاده‌روی مملو از سنگ و آوار بود.

the abandoned lot was littered with old tires.

زمین متروکه مملو از لاستیک‌های کهنه بود.

the city streets were littered with flyers and posters.

خیابان‌های شهر مملو از بروشورها و پوسترها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید