long-faced

[ایالات متحده]/[lɒŋˌfeɪst]/
[بریتانیا]/[lɑːŋˌfeɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای چهره بلند؛ دارای عبارت غمگین یا ناامید؛ شبیه به چهره بلند در شکل؛ تاریک یا خمپرست.

عبارات و ترکیب‌ها

long-faced expression

خواجه‌گونه

looking long-faced

خواجه‌گونه به نظر می‌رسد

long-faced and glum

خواجه‌گونه و خوشحال نیست

was long-faced

خواجه‌گونه بود

seem long-faced

خواجه‌گونه به نظر می‌رسد

long-faced child

کودک خواجه‌گونه

becoming long-faced

خواجه‌گونه می‌شود

long-faced fellow

خواجه‌گونه‌ای

found long-faced

خواجه‌گونه یافت شد

quite long-faced

خواجه‌گونه‌ای زیاد

جملات نمونه

the child looked long-faced after failing the test.

کودک پس از ناکام شدن در آزمون، با چهره ای ناراحت نگاه کرد.

she gave him a long-faced stare across the room.

او با چهره ای ناراحت از طرف اتاق به او نگاه کرد.

he had a long-faced expression when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، چهره ای ناراحت داشت.

the audience was long-faced about the play's ending.

بیننده‌ها درباره پایان نمایش با چهره ای ناراحت بودند.

a long-faced customer complained to the manager.

یک مشتری با چهره ای ناراحت به مدیر شکوایت کرد.

the politician adopted a long-faced demeanor during the debate.

سیاستمدار در حین بحث، چهره ای ناراحت نشان داد.

she was long-faced about having to work late again.

او درباره اینکه دوباره باید کار کند، با چهره ای ناراحت بود.

the team became long-faced after losing the championship.

تیم پس از باختن جام، با چهره ای ناراحت شد.

he presented a long-faced report on the project's failure.

او گزارشی درباره ناکامی پروژه با چهره ای ناراحت ارائه کرد.

the long-faced dog watched the squirrels in the yard.

سگ با چهره ای ناراحت به گرگ‌هایی در باغچه نگاه می‌کرد.

despite the victory, she wore a long-faced expression.

هر چند که پیروز شده بود، چهره ای ناراحت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید