loping along
دویدن آرام
loping gait
قدمهای آرام
loping stride
گامهای آرام
loping run
دویدن آرام
loping movement
حرکت آرام
loping pace
سرعت آرام
loping dog
سگ در حال دویدن آرام
loping horse
اسبی که به آرامی میدود
loping figure
شخصیت در حال دویدن آرام
loping style
سبک دویدن آرام
the dog was loping happily across the field.
سگ با خوشحالی در حال دویدن در سراسر زمین بود.
she enjoyed loping along the beach at sunset.
او از دویدن در امتداد ساحل هنگام غروب لذت می برد.
he was loping through the park when he saw his friend.
وقتی دوستش را دید، او در حال دویدن در پارک بود.
the horse was loping gracefully during the competition.
اس در طول مسابقه به طور ظریف در حال دویدن بود.
they spent the afternoon loping around the countryside.
آنها بعد از ظهر را در حال دویدن در اطراف حومه شهر گذراندند.
after a long day, i enjoy loping through the trails.
بعد از یک روز طولانی، من از دویدن در مسیرها لذت می برم.
the athlete was loping effortlessly during the marathon.
دوچرخه سوار به راحتی در طول ماراتن در حال دویدن بود.
children were loping around the playground, laughing.
کودکان در حال دویدن در اطراف زمین بازی بودند و می خندیدند.
he felt free while loping through the open fields.
در حالی که در حال دویدن در میان مزارع باز بود، احساس آزادی کرد.
the deer were loping gracefully through the forest.
گوزن ها به طور ظریف در حال دویدن در جنگل بودند.
loping along
دویدن آرام
loping gait
قدمهای آرام
loping stride
گامهای آرام
loping run
دویدن آرام
loping movement
حرکت آرام
loping pace
سرعت آرام
loping dog
سگ در حال دویدن آرام
loping horse
اسبی که به آرامی میدود
loping figure
شخصیت در حال دویدن آرام
loping style
سبک دویدن آرام
the dog was loping happily across the field.
سگ با خوشحالی در حال دویدن در سراسر زمین بود.
she enjoyed loping along the beach at sunset.
او از دویدن در امتداد ساحل هنگام غروب لذت می برد.
he was loping through the park when he saw his friend.
وقتی دوستش را دید، او در حال دویدن در پارک بود.
the horse was loping gracefully during the competition.
اس در طول مسابقه به طور ظریف در حال دویدن بود.
they spent the afternoon loping around the countryside.
آنها بعد از ظهر را در حال دویدن در اطراف حومه شهر گذراندند.
after a long day, i enjoy loping through the trails.
بعد از یک روز طولانی، من از دویدن در مسیرها لذت می برم.
the athlete was loping effortlessly during the marathon.
دوچرخه سوار به راحتی در طول ماراتن در حال دویدن بود.
children were loping around the playground, laughing.
کودکان در حال دویدن در اطراف زمین بازی بودند و می خندیدند.
he felt free while loping through the open fields.
در حالی که در حال دویدن در میان مزارع باز بود، احساس آزادی کرد.
the deer were loping gracefully through the forest.
گوزن ها به طور ظریف در حال دویدن در جنگل بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید