loping

[ایالات متحده]/ˈləʊpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈloʊpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پالس (در پمپاژ محصولات نفتی)؛ پالس (در حمل و نقل محصولات نفتی)

عبارات و ترکیب‌ها

loping along

دویدن آرام

loping gait

قدم‌های آرام

loping stride

گام‌های آرام

loping run

دویدن آرام

loping movement

حرکت آرام

loping pace

سرعت آرام

loping dog

سگ در حال دویدن آرام

loping horse

اسبی که به آرامی می‌دود

loping figure

شخصیت در حال دویدن آرام

loping style

سبک دویدن آرام

جملات نمونه

the dog was loping happily across the field.

سگ با خوشحالی در حال دویدن در سراسر زمین بود.

she enjoyed loping along the beach at sunset.

او از دویدن در امتداد ساحل هنگام غروب لذت می برد.

he was loping through the park when he saw his friend.

وقتی دوستش را دید، او در حال دویدن در پارک بود.

the horse was loping gracefully during the competition.

اس در طول مسابقه به طور ظریف در حال دویدن بود.

they spent the afternoon loping around the countryside.

آنها بعد از ظهر را در حال دویدن در اطراف حومه شهر گذراندند.

after a long day, i enjoy loping through the trails.

بعد از یک روز طولانی، من از دویدن در مسیرها لذت می برم.

the athlete was loping effortlessly during the marathon.

دوچرخه سوار به راحتی در طول ماراتن در حال دویدن بود.

children were loping around the playground, laughing.

کودکان در حال دویدن در اطراف زمین بازی بودند و می خندیدند.

he felt free while loping through the open fields.

در حالی که در حال دویدن در میان مزارع باز بود، احساس آزادی کرد.

the deer were loping gracefully through the forest.

گوزن ها به طور ظریف در حال دویدن در جنگل بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید