luffed

[ایالات متحده]/lʌft/
[بریتانیا]/lʌft/

ترجمه

v. جهت پیکان یک کشتی بادبانی را به سمت باد برگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

luffed sail

بادبان اُفکنده

luffed up

بالا رفته

luffed wind

باد اُفکنده

luffed boat

قایق اُفکنده

luffed course

مسیر اُفکنده

luffed flag

پرچم اُفکنده

luffed line

خط اُفکنده

luffed tack

تک اُفکنده

luffed head

سر اُفکنده

luffed edge

لبه اُفکنده

جملات نمونه

the sails luffed as the wind changed direction.

بادها تغییر جهت دادند، بادبان‌ها به سمت پایین رفتند.

we luffed the sails to slow down the boat.

برای کاهش سرعت قایق، بادبان‌ها را به سمت پایین بردیم.

he luffed the sails to catch the breeze.

برای گرفتن نسیم، بادبان‌ها را به سمت پایین برد.

the captain luffed when the storm approached.

وقتی طوفان نزدیک شد، کاپیتان بادبان‌ها را به سمت پایین برد.

they luffed the sails to avoid capsizing.

برای جلوگیری از واژگونی، بادبان‌ها را به سمت پایین بردند.

she noticed the boat luffed in the gusty winds.

او متوجه شد که در بادهای شدید، قایق به سمت پایین رفت.

the crew quickly luffed the sails to regain control.

خدمه به سرعت بادبان‌ها را به سمت پایین بردند تا دوباره کنترل را به دست بگیرند.

as the wind picked up, we luffed to maintain balance.

همانطور که باد شدت گرفت، برای حفظ تعادل بادبان‌ها را به سمت پایین بردیم.

the yacht luffed dramatically as it turned.

همانطور که چرخید، قایق تفریحی به طور چشمگیری به سمت پایین رفت.

he skillfully luffed the sails to navigate through the narrow channel.

او به طرز ماهرانه ای بادبان‌ها را به سمت پایین برد تا از طریق کانال باریک عبور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید