getting lumpier
در حال غلیظتر شدن
much lumpier now
حالا خیلی غلیظتر شده
lumpier texture
بافت غلیظتر
lumpier than before
غلیظتر از قبل
feels lumpier
احساس میشود غلیظتر است
lumpier surface
سطح غلیظتر
becoming lumpier
در حال غلیظتر شدن
quite lumpier
خیلی غلیظتر
lumpier dough
خمیر غلیظتر
lumpier mixture
مخلوط غلیظتر
the gravy was much lumpier than i expected.
غلیظ شدن سس خیلی بیشتر از حد انتظار بود.
my grandmother's homemade bread is always lumpier.
نان خانگی مادربزرگم همیشه غلیظتر است.
the mashed potatoes were surprisingly lumpier today.
سیبزمینی پوره امروز به طرز عجیبی غلیظتر بود.
he made a lumpier sauce with the whisk.
او با همزن سسی غلیظتر درست کرد.
the batter was lumpier after i added the flour.
بعد از اضافه کردن آرد، خمیر غلیظتر شد.
the artist created a lumpier texture with thick paint.
هنرمند با استفاده از رنگ ضخیم بافتی غلیظتر ایجاد کرد.
the concrete mix was lumpier than usual.
مخلوط بتن از همیشه غلیظتر بود.
i prefer a smoother texture; this is too lumpier.
من بافت صافتری را ترجیح میدهم؛ این خیلی غلیظ است.
the clay felt lumpier after it dried out.
بعد از خشک شدن، خاک رس غلیظتر احساس میشد.
the dough was lumpier because i didn't knead it enough.
خمیر غلیظتر بود چون آن را به اندازه کافی ورز ندادم.
the frosting was lumpier than the cake itself.
کرم روی کیک از خود کیک غلیظتر بود.
getting lumpier
در حال غلیظتر شدن
much lumpier now
حالا خیلی غلیظتر شده
lumpier texture
بافت غلیظتر
lumpier than before
غلیظتر از قبل
feels lumpier
احساس میشود غلیظتر است
lumpier surface
سطح غلیظتر
becoming lumpier
در حال غلیظتر شدن
quite lumpier
خیلی غلیظتر
lumpier dough
خمیر غلیظتر
lumpier mixture
مخلوط غلیظتر
the gravy was much lumpier than i expected.
غلیظ شدن سس خیلی بیشتر از حد انتظار بود.
my grandmother's homemade bread is always lumpier.
نان خانگی مادربزرگم همیشه غلیظتر است.
the mashed potatoes were surprisingly lumpier today.
سیبزمینی پوره امروز به طرز عجیبی غلیظتر بود.
he made a lumpier sauce with the whisk.
او با همزن سسی غلیظتر درست کرد.
the batter was lumpier after i added the flour.
بعد از اضافه کردن آرد، خمیر غلیظتر شد.
the artist created a lumpier texture with thick paint.
هنرمند با استفاده از رنگ ضخیم بافتی غلیظتر ایجاد کرد.
the concrete mix was lumpier than usual.
مخلوط بتن از همیشه غلیظتر بود.
i prefer a smoother texture; this is too lumpier.
من بافت صافتری را ترجیح میدهم؛ این خیلی غلیظ است.
the clay felt lumpier after it dried out.
بعد از خشک شدن، خاک رس غلیظتر احساس میشد.
the dough was lumpier because i didn't knead it enough.
خمیر غلیظتر بود چون آن را به اندازه کافی ورز ندادم.
the frosting was lumpier than the cake itself.
کرم روی کیک از خود کیک غلیظتر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید