lunkhead

[ایالات متحده]/ˈlʌŋkˌhɛd/
[بریتانیا]/ˈlʌŋkˌhɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا احمقانه
Word Forms
جمعlunkheads

عبارات و ترکیب‌ها

lunkhead move

حرکت لونکهد

lunkhead mistake

اشتباه لونکهد

lunkhead idea

ایده لونکهد

lunkhead comment

نظریه لونکهد

lunkhead decision

تصمیم لونکهد

lunkhead behavior

رفتار لونکهد

lunkhead act

عمل لونکهد

lunkhead remark

اظهار نظر لونکهد

lunkhead theory

تئوری لونکهد

lunkhead plan

برنامه لونکهد

جملات نمونه

don't be such a lunkhead; think before you act.

اینقدر احمق نباشید؛ قبل از اقدام فکر کنید.

he called his friend a lunkhead for forgetting the plan.

او دوستش را به خاطر فراموش کردن برنامه، احمق خطاب کرد.

sometimes i feel like a lunkhead when i make silly mistakes.

گاهی اوقات احساس می کنم وقتی اشتباهات احمقانه‌ای مرتکب می شوم، مثل یک احمق هستم.

she dismissed his lunkhead comments with a laugh.

او با خنده نظرات احمقانه او را نادیده گرفت.

being a lunkhead is not an excuse for poor decisions.

احمق بودن بهانه‌ای برای تصمیمات ضعیف نیست.

the lunkhead forgot his own birthday party.

احمق تولد خودش را فراموش کرد.

she rolled her eyes at his lunkhead behavior.

او با دیدن رفتار احمقانه اش چشمانش را چرخاند.

don't be a lunkhead; just ask for help if you need it.

احمق نباشید؛ اگر به کمک نیاز دارید فقط از کسی بخواهید.

he realized he was acting like a lunkhead after the incident.

او پس از حادثه متوجه شد که مثل یک احمق رفتار می کند.

everyone makes lunkhead mistakes from time to time.

همه گاهی اوقات اشتباهات احمقانه مرتکب می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید