lustiest

[ایالات متحده]/ˈlʌsti/
[بریتانیا]/ˈlʌsti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از نیروی سالم؛ قوی؛ نیرومند

جملات نمونه

the other farmsteads had lusty young sons to work the land.

مزرعه‌های دیگر جوانان پرجنب‌وجوش داشتند که برای کار در زمین به آنجا می‌آمدند.

He watched his boss, fat, middle-aged Peter Clemenza whirling young girls around the wooden dance floor in a rustic and lusty Tarantella.

او رئیس خود را تماشا کرد، چاق، میانسال پیتر کلمنزا، دختران جوان را در کف چوبی رقص محلی تارانتلا به شیوه ای روستایی و پرشور می چرخاند.

lusty cheers from the crowd

تشویق‌های پرشور از جمعیت

a lusty young man

یک مرد جوان پرشور

lusty singing in the shower

آوازخوانی پرشور در حمام

lusty passion in their eyes

اشتیاق پرشور در چشمانشان

a lusty romance novel

یک رمان عاشقانه پرشور

lusty cheers at the football game

تشویق‌های پرشور در بازی فوتبال

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید