maculation

[ایالات متحده]/ˌmækjʊˈleɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmækjʊˈleɪʃən/

ترجمه

n. لکه، لکه‌دار یا عیب؛ وضعیت لکه‌دار بودن؛ عیب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

maculation process

فرآیند لکه‌گذاری

maculation analysis

تجزیه و تحلیل لکه‌گذاری

maculation pattern

الگوی لکه‌گذاری

maculation effect

اثر لکه‌گذاری

maculation study

مطالعه لکه‌گذاری

maculation type

نوع لکه‌گذاری

maculation feature

ویژگی لکه‌گذاری

maculation condition

شرایط لکه‌گذاری

maculation observation

مشاهده لکه‌گذاری

maculation example

مثال لکه‌گذاری

جملات نمونه

the artist's work was known for its beautiful maculation.

کار هنرمند به دلیل لکه‌گذاری زیبا مشهور بود.

maculation can often enhance the visual appeal of a painting.

لکه‌گذاری اغلب می‌تواند جذابیت بصری یک نقاشی را افزایش دهد.

the maculation on the butterfly's wings is stunning.

لکه‌گذاری روی بال‌های پروانه خیره‌کننده است.

scientists study maculation patterns in animal species.

دانشمندان الگوهای لکه‌گذاری را در گونه‌های جانوری مطالعه می‌کنند.

some plants exhibit maculation as a natural defense mechanism.

برخی از گیاهان لکه‌گذاری را به عنوان یک مکانیسم دفاعی طبیعی نشان می‌دهند.

maculation can indicate the health of certain fish species.

لکه‌گذاری می‌تواند نشان‌دهنده سلامت برخی از گونه‌های ماهی باشد.

the maculation of the fabric adds texture to the garment.

لکه‌گذاری پارچه بافت را به لباس اضافه می‌کند.

in art, maculation may symbolize complexity and depth.

در هنر، لکه‌گذاری ممکن است نمایانگر پیچیدگی و عمق باشد.

photographers often capture the maculation of nature.

عکاسان اغلب لکه‌گذاری طبیعت را ثبت می‌کنند.

the maculation on the wall was caused by water damage.

لکه‌گذاری روی دیوار ناشی از آسیب آب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید