malleus

[ایالات متحده]/'mælɪəs/
[بریتانیا]/'mælɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک استخوان کوچک در گوش میانی که ارتعاشات صوتی را منتقل می‌کند؛ اصطلاحی که در پزشکی دامپزشکی برای یک وضعیت خاص در اسب‌ها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعmalleuss

عبارات و ترکیب‌ها

malleus bone

استخوان مالئوس

malleus maleficarum

مالئوس مالفیکاروم

malleus function

عملکرد مالئوس

malleus anatomy

آناتومی مالئوس

malleus structure

ساختار مالئوس

malleus movement

حرکت مالئوس

malleus position

موقعیت مالئوس

malleus role

نقش مالئوس

malleus damage

آسیب مالئوس

malleus repair

تعمیر مالئوس

جملات نمونه

the malleus is one of the three tiny bones in the ear.

مهرهوت (مالئوس) یکی از سه استخوان کوچک در گوش است.

damage to the malleus can lead to hearing loss.

آسیب به مهرهوت می تواند منجر به از دست دادن شنوایی شود.

the malleus works in conjunction with the incus and stapes.

مهرهوت با همکاران خود، استخوانک (اینکوس) و کشک (استاپس) در ارتباط با یکدیگر کار می کند.

doctors examine the malleus during ear examinations.

پزشکان مهرهوت را در طول معاینات گوش معاینه می کنند.

the malleus is essential for sound transmission.

مهرهوت برای انتقال صدا ضروری است.

infections can affect the malleus and other ear structures.

عفونت ها می توانند بر مهرهوت و سایر ساختارهای گوش تأثیر بگذارند.

the malleus is also known as the hammer bone.

مهرهوت همچنین به عنوان استخوان چکش شناخته می شود.

understanding the function of the malleus is important in audiology.

درک عملکرد مهرهوت در شنوایی سنجی مهم است.

malformations of the malleus can cause various ear issues.

بدشکلی های مهرهوت می توانند باعث مشکلات مختلف گوش شوند.

research on the malleus helps improve hearing aids.

تحقیقات در مورد مهرهوت به بهبود سمعک ها کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید