manduction

[ایالات متحده]/mænˈdʌkʃən/
[بریتانیا]/mænˈdʌkʃən/

ترجمه

n. عمل رهبری، هدایت یا رهبری؛ هدایت یا راهنمایی ارائه شده برای هدایت کسی یا چیزی به یک هدف یا هدف خاص.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the new employees received thorough manduction to company procedures.

کارکنان جدید با راهنمایی کامل در مورد روش‌های کاری شرکت آشنا شدند.

the professor provided clear manduction on research methodology.

پروفسور راهنمایی واضحی در مورد روش‌های تحقیق ارائه کرد.

students need proper manduction before using the laboratory equipment.

دانشجویان قبل از استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی نیاز به راهنمایی مناسب دارند.

the manual offers step-by-step manduction for assembly.

راهنمایی به صورت گام به گام برای جمع‌آوری ارائه می‌شود.

she thanked her mentor for the valuable manduction she received.

او به راهنمای خود که راهنمایی ارزشمندی ارائه کرده بود، قدردانی کرد.

the training program includes comprehensive manduction in software applications.

برنامه آموزشی شامل راهنمایی جامع در مورد کاربرد نرم‌افزارها می‌شود.

initial manduction is essential for new team members to understand their roles.

راهنمایی اولیه برای اعضای جدید تیم برای درک نقش خود ضروری است.

the workshop focused on manduction to advanced techniques.

کارگاه روی راهنمایی در مورد فنون پیشرفته متمرکز بود.

children require careful manduction when learning to handle tools.

کودکان در زمان یادگیری استفاده از ابزارها نیاز به راهنمایی دقت‌آمیز دارند.

the experienced guide gave excellent manduction throughout the hike.

راهنما با تجربه در طول پیاده‌روی راهنمایی بسیار خوبی ارائه کرد.

online tutorials provide convenient manduction for self-learners.

آموزش‌های آنلاین راهنمایی مفیدی برای یادگیرندگان خودآموز ارائه می‌دهند.

proper manduction ensures safety in the workplace.

راهنمایی مناسب ایمنی در محیط کار را تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید