masta

[ایالات متحده]/ˈmɑːstə/
[بریتانیا]/ˈmæstə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. خدمات مشاوره پزشکی برای سفرکنندگان خارج از کشور
n. نرم‌افزار طراحی گیاربکس؛ Sta (تبدیل حروف نام)
شکل‌های واژه
جمعmastas

جملات نمونه

he is the masta chef in town.

او ماستر پовар شهر است.

the masta painter finished the mural.

ماستر نقاش دیواری را تمام کرد.

she acts as the masta of ceremonies.

او به عنوان ماستر مراسم عمل می کند.

the spy is a masta of disguise.

کاشف ماستر تغییر ظاهر است.

he remains the masta of the game.

او هنوز ماستر بازی است.

our general is a masta strategist.

فشار ما یک ماستر استراتژیست است.

the masta craftsman shaped the wood.

ماستر صنعتگر چوب را شکل داد.

she has a masta mind for business.

او ذهن ماستری برای کسب و کار دارد.

every apprentice hopes to become a masta one day.

هر شاگرد امید دارد که یک روز ماستر شود.

he is a masta storyteller.

او یک ماستر روایتگر داستان است.

the masta of none learns from every failure.

ماستر هیچ کس از هر شکست یاد می گیرد.

she became a masta of martial arts.

او به ماستر هنرهای رزمی تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید