the karate master taught his students the importance of discipline.
معلم کاراته به دانشجویانش اهمیت انضباط را آموزش داد.
she is a master of disguise, able to blend into any crowd unnoticed.
او یک ماهر تغییر ظاهر است و میتواند در هر گروهی بدون توجه دیگران پوشیده شود.
they sailed across the atlantic ocean on a majestic master of the seas.
آنها با یک ماستر عظیم دریا، از طریق اقیانوس اطلسی سفر کردند.
obi-wan kenobi is a respected jedi master in the star wars universe.
اوی-وان کنوبی یک معلم جدی مورد احترام در جهان ستارههای جدی است.
his master plan involved taking over the company within five years.
طرح اصلی او شامل تسلط بر شرکت در مدت پنج سال بود.
the wolf pack followed their alpha leader, the true master of the wild.
گروه شکارچیان خرس به رهبر آلفای خود، واقعی ماستر جنگل، پیروی میکردند.
he eventually became a chess master after years of intense practice.
پس از چند سال تمرین شدید، او در نهایت یک ماهر شطرنج شد.
you need a master key to open all the doors in this hotel.
برای باز کردن تمام درها در این هتل، به یک کلید اصلی نیاز دارید.
she felt like a puppet master controlling the events from behind the scenes.
او احساس میکرد مانند یک ماستر دوچرخهای است که رویدادها را از پشت صحنه کنترل میکند.
the master bedroom in their new house has a beautiful view of the ocean.
اتاق خواب اصلی در خانه جدید آنها دید زیبایی از اقیانوس دارد.
it takes a long time to become a master of a musical instrument.
زمان زیادی برای شدن یک ماهر در یک ابزار موسیقی لازم است.
the legendary samurai master drew his sword with incredible speed.
ماستر سامورایی معروف با سرعت ناباورنی تیغ خود را کشید.
the karate master taught his students the importance of discipline.
معلم کاراته به دانشجویانش اهمیت انضباط را آموزش داد.
she is a master of disguise, able to blend into any crowd unnoticed.
او یک ماهر تغییر ظاهر است و میتواند در هر گروهی بدون توجه دیگران پوشیده شود.
they sailed across the atlantic ocean on a majestic master of the seas.
آنها با یک ماستر عظیم دریا، از طریق اقیانوس اطلسی سفر کردند.
obi-wan kenobi is a respected jedi master in the star wars universe.
اوی-وان کنوبی یک معلم جدی مورد احترام در جهان ستارههای جدی است.
his master plan involved taking over the company within five years.
طرح اصلی او شامل تسلط بر شرکت در مدت پنج سال بود.
the wolf pack followed their alpha leader, the true master of the wild.
گروه شکارچیان خرس به رهبر آلفای خود، واقعی ماستر جنگل، پیروی میکردند.
he eventually became a chess master after years of intense practice.
پس از چند سال تمرین شدید، او در نهایت یک ماهر شطرنج شد.
you need a master key to open all the doors in this hotel.
برای باز کردن تمام درها در این هتل، به یک کلید اصلی نیاز دارید.
she felt like a puppet master controlling the events from behind the scenes.
او احساس میکرد مانند یک ماستر دوچرخهای است که رویدادها را از پشت صحنه کنترل میکند.
the master bedroom in their new house has a beautiful view of the ocean.
اتاق خواب اصلی در خانه جدید آنها دید زیبایی از اقیانوس دارد.
it takes a long time to become a master of a musical instrument.
زمان زیادی برای شدن یک ماهر در یک ابزار موسیقی لازم است.
the legendary samurai master drew his sword with incredible speed.
ماستر سامورایی معروف با سرعت ناباورنی تیغ خود را کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید