maximises

[ایالات متحده]/'mæksimaiz/
[بریتانیا]/ˈmæksəˌmaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: maximize (v) - به حداکثر ممکن افزایش دادن؛ به بزرگترین اندازه ممکن رساندن.

عبارات و ترکیب‌ها

maximise profits

حداکثر کردن سود

maximise efficiency

حداکثر کردن کارایی

maximise potential

حداکثر کردن پتانسیل

جملات نمونه

to maximise returns to shareholders

به حداکثر رساندن بازدهی برای سهامداران

to maximise the sale proceeds

به حداکثر رساندن مبلغ حاصل از فروش

to maximise your problems

به حداکثر رساندن مشکلات شما

to maximise your profits

به حداکثر رساندن سود شما

We will actively manage your portfolio to maximise the return on your investment.

ما به طور فعالانه سبد سرمایه گذاری شما را برای به حداکثر رساندن بازده سرمایه گذاری خود مدیریت خواهیم کرد.

In any Texas Hold'em game, you will be looking to maximise your value when you pick up Quads.

در هر بازی پوکر تگزاس هولدم، شما به دنبال به حداکثر رساندن ارزش خود هنگام دریافت Quads خواهید بود.

نمونه‌های واقعی

To maximise your learning, study short but often.

برای بیشینه کردن یادگیری خود، به طور کوتاه اما اغلب مطالعه کنید.

منبع: Listening Digest

Second, to maximise your own sense of well-being.

دوم، برای بیشینه کردن حس رفاه خود.

منبع: The Economist (Summary)

But their value is maximised once they are broken up.

اما ارزش آنها زمانی به حداکثر می‌رسد که از هم جدا شوند.

منبع: The Economist (Summary)

Could exercising at certain times help maximise our fitness goals?

آیا ورزش در زمان‌های خاص می‌تواند به بیشینه کردن اهداف تناسب اندام ما کمک کند؟

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

You're not maximising the time that you have to study.

شما زمان مطالعه خود را به حداکثر نمی‌رسانید.

منبع: Emma's delicious English

This maximises the number of scent molecules it can observe from the air.

این امر باعث می‌شود تا تعداد مولکول‌های معطر که می‌تواند از هوا مشاهده کند، به حداکثر برسد.

منبع: "BBC Documentary: The Secret Life of Puppies"

But maximising diversity is unlikely to mean sampling every part of the world equally.

اما بیشینه کردن تنوع به این معنا نیست که به طور مساوی از هر بخشی از جهان نمونه‌برداری کنیم.

منبع: The Economist - Technology

By cloning themselves with 'virgin births' and reproducing sexually, aphids maximise their chances of survival.

با از بین بردن خود از طریق 'زایمان بکر' و تولید مثل جنسی، کنه‌ها شانس بقای خود را به حداکثر می‌رسانند.

منبع: 6 Minute English

Clarity also maximises the benefits of work-from-home days.

وضوح همچنین باعث بیشینه شدن مزایای روزهای کار از خانه می‌شود.

منبع: The Economist (Summary)

Whatever that amount is, we need to maximise it, make the most of that time.

هر چه که این مقدار باشد، ما باید آن را به حداکثر برسانیم، از آن زمان بیشترین استفاده را ببریم.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید