meditatively

[ایالات متحده]/ˈmɛdɪtətɪvli/
[بریتانیا]/ˈmɛdɪtətɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که شامل تفکر عمیق یا مدیتیشن باشد

عبارات و ترکیب‌ها

meditatively calm

آرام و متمرکز

meditatively focused

متمرکز و متفکر

meditatively aware

متوجه و آگاه

meditatively present

حاضر و متمرکز

meditatively engaged

درگیر و متمرکز

meditatively breathing

نفس کشیدن با تمرکز

meditatively reflecting

متفکرانه در حال تأمل

meditatively moving

حرکت با آرامش

meditatively listening

گوش دادن با تمرکز

meditatively thinking

متفکرانه فکر کردن

جملات نمونه

she spoke meditatively about her experiences in nature.

او با دقت و تأمل در مورد تجربیات خود در طبیعت صحبت کرد.

he walked meditatively along the beach, lost in thought.

او با دقت و تأمل در حالی که در فکر بود، در امتداد ساحل قدم زد.

the monk sat meditatively, focusing on his breath.

راهب با دقت و تأمل نشست و بر تنفس خود تمرکز کرد.

she listened meditatively to the sound of the rain.

او با دقت و تأمل به صدای باران گوش داد.

he pondered meditatively over the meaning of life.

او با دقت و تأمل در مورد معنای زندگی فکر کرد.

the artist painted meditatively, capturing his emotions on canvas.

هنرمند با دقت و تأمل نقاشی کرد و احساسات خود را بر روی بوم به تصویر کشید.

they discussed the book meditatively, exploring its themes.

آنها با دقت و تأمل در مورد کتاب صحبت کردند و مضامین آن را بررسی کردند.

she practiced yoga meditatively, finding peace within.

او یوگا را با دقت و تأمل تمرین کرد و آرامش درونی را پیدا کرد.

he gazed meditatively at the stars, contemplating his dreams.

او با دقت و تأمل به ستارگان خیره شد و در مورد رویاهای خود فکر کرد.

they sat meditatively by the fire, enjoying the warmth.

آنها با دقت و تأمل کنار آتش نشستند و از گرما لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید