meditatively calm
آرام و متمرکز
meditatively focused
متمرکز و متفکر
meditatively aware
متوجه و آگاه
meditatively present
حاضر و متمرکز
meditatively engaged
درگیر و متمرکز
meditatively breathing
نفس کشیدن با تمرکز
meditatively reflecting
متفکرانه در حال تأمل
meditatively moving
حرکت با آرامش
meditatively listening
گوش دادن با تمرکز
meditatively thinking
متفکرانه فکر کردن
she spoke meditatively about her experiences in nature.
او با دقت و تأمل در مورد تجربیات خود در طبیعت صحبت کرد.
he walked meditatively along the beach, lost in thought.
او با دقت و تأمل در حالی که در فکر بود، در امتداد ساحل قدم زد.
the monk sat meditatively, focusing on his breath.
راهب با دقت و تأمل نشست و بر تنفس خود تمرکز کرد.
she listened meditatively to the sound of the rain.
او با دقت و تأمل به صدای باران گوش داد.
he pondered meditatively over the meaning of life.
او با دقت و تأمل در مورد معنای زندگی فکر کرد.
the artist painted meditatively, capturing his emotions on canvas.
هنرمند با دقت و تأمل نقاشی کرد و احساسات خود را بر روی بوم به تصویر کشید.
they discussed the book meditatively, exploring its themes.
آنها با دقت و تأمل در مورد کتاب صحبت کردند و مضامین آن را بررسی کردند.
she practiced yoga meditatively, finding peace within.
او یوگا را با دقت و تأمل تمرین کرد و آرامش درونی را پیدا کرد.
he gazed meditatively at the stars, contemplating his dreams.
او با دقت و تأمل به ستارگان خیره شد و در مورد رویاهای خود فکر کرد.
they sat meditatively by the fire, enjoying the warmth.
آنها با دقت و تأمل کنار آتش نشستند و از گرما لذت بردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید