methodologically

[ایالات متحده]/ˌmeθəˌdɒlˈɒdʒɪkli/
[بریتانیا]/ˌmeθəˌdɑːˈlɑːdʒɪkli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مربوط به روش‌های سیستماتیک مورد استفاده در یک حوزه خاص از مطالعه یا فعالیت باشد.

عبارات و ترکیب‌ها

methodologically sound

از نظر روش‌شناختی معتبر

methodologically speaking

در مقام روش‌شناسی

methodologically driven

مبتنی بر روش‌شناسی

methodologically rigorous

از نظر روش‌شناختی دقیق

methodologically flawed

از نظر روش‌شناختی دارای نقص

methodologically analyzing

در حال تحلیل به صورت روش‌شناختی

methodologically improved

بهبود یافته به صورت روش‌شناختی

methodologically consistent

از نظر روش‌شناختی سازگار

methodologically designed

طراحی شده به صورت روش‌شناختی

methodologically approached

رویکرد روش‌شناختی

جملات نمونه

we need to approach the problem methodologically to ensure accurate results.

ما باید مسئله را به صورت روش‌مند حل کنیم تا نتایج دقیقی به دست آوریم.

the research was conducted methodologically, following established scientific protocols.

تحقیقات به صورت روش‌مند انجام شد و از پروتکل‌های علمی معتبر پیروی کرد.

the team analyzed the data methodologically, using statistical software for verification.

تیم داده‌ها را به صورت روش‌مند تجزیه و تحلیل کرد و از نرم‌افزار آماری برای تأیید استفاده کرد.

the historian methodologically examined primary sources to support their argument.

تاریخ‌نگار به صورت روش‌مند منابع اصلی را بررسی کرد تا استدلال خود را پشتیبانی کند.

the auditor reviewed the financial records methodologically, checking for discrepancies.

بازرس سوابق مالی را به صورت روش‌مند بررسی کرد و به دنبال مغایرت‌ها بود.

the scientist methodologically controlled variables to isolate the effect of the treatment.

دانشمند متغیرها را به صورت روش‌مند کنترل کرد تا اثر درمان را جدا کند.

the investigation was carried out methodologically, gathering evidence systematically.

تحقیقات به صورت روش‌مند انجام شد و شواهد به طور سیستماتیک جمع‌آوری شد.

the consultant methodologically assessed the company's strengths and weaknesses.

مشاور نقاط قوت و ضعف شرکت را به صورت روش‌مند ارزیابی کرد.

the lawyer presented the case methodologically, building a strong legal argument.

وکیل پرونده را به صورت روش‌مند ارائه کرد و یک استدلال حقوقی قوی ساخت.

the teacher methodologically planned the lesson, incorporating various learning activities.

معلم درس را به صورت روش‌مند برنامه‌ریزی کرد و فعالیت‌های یادگیری مختلف را در آن گنجاند.

the software developers methodologically debugged the code, line by line.

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار کد را به صورت روش‌مند خط به خط اشکال‌زدایی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید